و ثانيا : إنه إنما المراد بتصديقه للمؤمنين ، هو ترتيب خصوص الآثار التي تنفعهم و لا تضر غيرهم ، لا التصديق به ترتيب جميع الآثار ، كما هو المطلوب في باب حجية الخبر ، و يظهر ذلك من تصديقه للنمّام بأنه ما نمّه ، و تصديقه للّه تعالى بأنه نمّه [ 1 ] .
شرح
درحالىكه جبرئيل براى پيغمبر وحى آورده بود و او حقيقت را مىدانست و اصلا معنا ندارد كه با وجود وحى ، پيغمبر در مورد نمّام ، احتمال صدق بدهد .
[ 1 ] - 2 - قبل از بيان اشكال دوّم ببينيم معناى صدّق العادل كه خلاصهء ادلهء حجّيّت خبر واحد است چيست ؟
اگر واقع براى من و شما مشخص باشد ما تمام آثار - نفعى و ضررى - آن را مترتّب مىكنيم معناى صدّق العادل ، هم اين است كه ما بايد قول عادل را واقع فرض كنيم كأنّ بگوئيم ما واقع و لوح محفوظ را مىبينيم لذا بايد تمام آثار را برآن مترتّب نمائيم .
مرحوم مصنّف مىفرمايد : معناى تصديق مؤمنين در اين آيه با معناى صدّق العادل تفاوت دارد مخصوصا با ملاحظه شأن نزول آيه كه آن مرد نمام خدمت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله آمد و عرض كرد من نمّامى نكردهام و رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله در جواب فرمودند بسيار خوب ، تو نمّامى نكردهاى و اثرى را كه بنفع مخبر له بود برآن خبر مترتّب نمود كأنّ فرمودند ايذا و اذيتى نسبت به تو در ميان نيست امّا تمام آثار را برآن خبر بار نكرد كه مثلا اگر كسى از نبىّ اكرم مىپرسيد ، آيا او نمّامى كرده است يا نه ، پيغمبر چه مىفرمود ؟
آيا مىفرمود او نمّامى نكرده است ؟ خير .
درحالىكه جبرئيل به نبى اكرم خبر داده بود كه او نمّامى كرده است . پس معناى تصديق در اين آيه ترتيب تمام آثار برآن خبر نيست . ولى در مورد حجّيّت خبر واحد بايد تمام آثار آن خبر را پذيرفت .