إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 300
1 - كلمهء « اذن » بهمعناى تصديق و تأييد تعبّدى نمىباشد زيرا بدنبال آن خداوند مىفرمايد يؤمن للمؤمنين ، در اين آيه چنين نيست كه اذن يك معنايى داشته باشد و تصديق مؤمنين هم معناى ديگر داشته باشد بلكه ظاهر ، اين است كه يؤمن للمؤمنين تعبير ديگرى از كلمهء اذن است . معناى كلمهء اذن ، يعنى كسى كه زود قطع پيدا مىكند و به اصطلاح زودباور است ، وقتى معناى اذن چنين باشد آيه ارتباطى به حجّيّت خبر واحد ندارد زيرا در مورد خبر واحد تصديق مخبر مطرح است و لو قطع هم براى مخبر له حاصل نشود كما اينكه خبر واحد افادهء علم هم نمىكند بلكه سبب حصول ظن براى انسان مىشود . ايراد بر مصنّف افراد معمولى اگر سريع قطع پيدا كنند و خوشباور باشند شايد اين خصلت براى آنها مدحى باشد امّا يك پيغمبر يا وصىّ پيغمبر و يك زمامدار مسلمين اگر بدون تحقيق ، قطع برايش حاصل شود حسنى ندارد و فضيلتى محسوب نمىشود پس چرا مرحوم آقاى آخوند فرمود معناى « اذن » سريع قطع پيدا كردن است ؟ اين اشكال را چنين توجيه كردهاند . معناى زود قطع پيدا كردن اين نيست كه واقعا و حقيقتا براى چنين افراد قطع حاصل مىشود بلكه مقصود اين است كه اين افراد خود را زودباور معرّفى مىكنند تا در طرف مقابلشان عكسالعملى پيدا نشود . مخصوصا در مورد آيه وقتى نمّام به پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله عرض كرد من نمّامى نكردهام پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله فرمودند بسيار خوب ، تو نمّامى نكردهاى و عكس العمل سوئى در مقابل او نشان ندادند .