تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
ثالثها : انّه جعل غاية للانذار الواجب و غاية الواجب واجب [ 1 ] . و يشكل الوجه الأول ، بأن التحذر لرجاء إدراك الواقع و عدم الوقوع في محذور مخالفته ، من فوت المصلحة أو الوقوع في المفسدة ، حسن ، و ليس بواجب فيما لم يكن هناك حجة على التكليف [ 2 ] .
شرح
است و غايت واجب هم واجب مىباشد پس انذار هم واجب مىباشد . بعد مىفرمايد : لعلّهم يحذرون ، نتيجه‌اى را كه براى اين انذار مىگيرد ، حذر كردن مردم است اگر حذر واجب نباشد ، وجوب انذار لغو مىشود . آيا مفهوم دارد كه انذار واجب باشد امّا مردم اگر مايل بودند حذر نمايند ؟ صحّت وجوب انذار با عدم وجوب حذر سازش ندارد ، اگر وجوب انذار بخواهد يك وجوب عقلائى و غير لغوى باشد بايد بدنبال آن حذر هم واجب باشد .

وجه سوم :

[ 1 ] - اين راه تقريبا شبيه راه دوم است ، اما با يك تقريب ديگر : در تقريب قبلى گفتيم« لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا. . . » غايت است براى نفر ، و غايت واجب هم واجب مىباشد ولى در تقريب سوم « لعلهم يحذرون » غايت براى انذار است . همان ملاكى كه در وجوب انذار هست در وجوب حذر هم وجود دارد .

اشكالات استدلال به آيهء نفر

[ 2 ] - در وجه اوّل مستدل مىگفت تحذر واجب است مرحوم مصنّف در جواب از آن وجه مىفرمايند ممكن است ما محبوبيّت تحذّر را ثابت كنيم و لكن در دنبالش وجوب حذر نباشد به عبارت ديگر ايشان در جواب از وجه اوّل مىفرمايند : بين محبوبيّت و وجوب حذر نه ملازمهء عقلى است و نه ملازمهء شرعى . امّا اينكه ملازمهء عقلى وجود ندارد : اگر ملاك وجوب حذر مسئلهء عقوبت باشد ، حق با شماست هركجا ملاك حذر موجود باشد تحذّر هم واجب است انسان در هركجا احتمال عقوبت اخروى ( نه دنيوى ) بدهد ، عقل حكم به وجوب اجتناب در آن مورد مىكند .