تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
شرح
انشائى از نظر استعمال و مستعمل فيه مشترك هستيم لكن دواعى ما و خداوند تفاوت دارد . كسى كه مىگويد فيا ليت الشّباب و . . . داعى او تمنّى حقيقى و نفسانى است امّا در مورد خداوند تمنّى حقيقى معنا ندارد زيرا تمنّى حقيقى مساوق با جهل است بلكه در مورد خداوند دواعى ديگرى است مثلا يك داعى ، محبوبيّت شىء است وقتى خداوند مىفرمايد :« اذْهَبا إِلى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى فَقُولا لَهُ قَوْلًا لَيِّناً لَعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشى »« 1 » شما نزد فرعون برويد و با او مذاكره كنيد كه يك حالت خشيت در او پديد آيد . يعنى اين كار نزد خدا محبوب است و محبوبيّت يك امر براى خداوند نقص و عجز نمىباشد همان‌طور كه اعمال واجب نزد خداوند محبوبيّت دارند . بعد از اين مقدّمهء طولانى مىگوئيم : از آيهء « نفر » استفاده مىشود كه بعد از انذار منذرين ، حذر و ترسيدن يك امر محبوبى است . اشكال : مدعاى شما اين بود كه حذر واجب بشود تا بتوانيد استدلال كنيد امّا تاكنون شما ثابت كرديد كه حذر يك امر محبوبى است . جواب : وقتى محبوبيّت حذر ثابت شد ما يك راه شرعى و يك راه عقلى داريم كه به دنبال محبوبيّت حذر ، وجوب حذر را ثابت مىكند . امّا راه شرعى ( ملازمهء شرعى ) : هركسى كه در دنبال خبر واحد و انذار منذر محبوبيّت حذر را قائل شده است نه تنها محبوبيّت حذر را پذيرفته ، بلكه قائل به وجوب حذر هم شده است . و هركسى كه وجوب حذر را نپذيرفته است محبوبيّت آن را هم قبول ندارد پس بين محبوبيّت حذر و وجوب حذر كسى قائل به فصل نشده است بنابراين ما از راه عدم الفصل
هامش
( 1 ) - سوره طه 44 و 43 .