شرح
خداوند ناتوانى و جهل معنا ندارد .
پس اين استفهاماتى كه در قرآن به كار رفته چگونه است ؟
و اين همه كه كلمات لعلّ و ليت ( و نظائر آن ) در قرآن استعمال شده است معنايش چيست ؟
مرحوم مصنّف مىفرمايند اصلا اين حروف در معانى ترجّى و تمنّى حقيقى استعمال نشدهاند و اينكه نحويين مىگويند ليت براى تمنّى و لعلّ براى نرجّى به كار مىرود و ظاهرش هم اين است كه تمنّى و ترجّى حقيقى ( كه امر نفسانى و قلبى هستند ) مرادشان هست ، مطلب درستى نيست .
بلكه لعلّ براى ترجّى انشائى و وجود انشائى ترجّى است و ليت براى تمنّى انشائى و وجود انشائى تمنّى است .
معناى وجود انشائى اين است كه انسان قصد مىكند كه مفهومى به لفظى تحقّق پيدا كند ( امّا نه تحقّق واقعى و نه تحقّق ذهنى ) .
و وجود انشائى در مقابل وجود ذهنى يك وجود جداگانهاى است لذا مرحوم مصنّف فرمودند موضوع له صيغهء امر هم طلب انشائى است و اين طلب انشائى نظير همان انشائيّات در باب معاملات است مثلا وقتى مىخواهيد متاعى را بفروشيد با كلمهء « بعت » انشاء تمليك مىكنيد و مشترى با كلمهء « قبلت » انشاء قبول مىكند .
به نظر مرحوم آقاى آخوند معانى انشائيّه توسعه دارد و در باب اوامر ، نواهى و استفهامات قرآنى هست .
منتها آن تمنّى قلبى داعى بر تمنّى انشائى مىشود .
كسى كه مىگويد : فيا ليت الشّباب لنا يعود ، فاخبره بما فعل المشيب .
او يك بشرى است كه قلبا يك تمنّى حقيقى دارد و لكن در مقام استعمال به وسيله كلمهء ليت وجود انشائى تمنّى را بيان مىكند .
و فرق بين استعمالات ما و استعمالات خداوند اين است كه ، هر دو در تمنّى