أحدها : ان كلمة ( لعل ) و إن كانت مستعملة على التحقيق في معناه الحقيقي ، و هو الترجي الإيقاعي الإنشائي ، إلا أن الداعي إليه حيث يستحيل في حقه تعالى أن يكون هو الترجي الحقيقي ، كان هو محبوبية التحذر عند الإنذار ، و إذا ثبت محبوبيته ثبت وجوبه شرعا ، لعدم الفصل ، و عقلا لوجوبه مع وجود ما يقتضيه ، و عدم حسنه ، بل عدم إمكانه بدونه [ 1 ] .
شرح
هر گروهى ، طائفهاى از آنان كوچ نمىكنند ( و طائفهاى بمانند ) تا در دين تعلّم و آگاهى پيدا كنند و به هنگام بازگشت بسوى قوم خود آنان را انذار نمايند تا ( از مخالفت فرمان پروردگار ) بترسند و خوددارى كنند ( يك روح تحذّر در بين آنها پيدا شود ) .
مرحوم مصنّف مىفرمايند براى استدلال به اين آيه سه وجه ذكر كردهاند .
وجوه استدلال به آيهء نفر
وجه اوّل :
[ 1 ] - كلمهء « لعلّ » در « لعلّهم يحذرون » دلالت بر وجوب تحذّر مىكند به اين بيان كه وقتى منذرين مردم را نسبت به ترك واجب و فعل حرام انذار « 1 » مىكنند بر مردم هم واجب است كه منذرين را تصديق كنند و به قول آنان ترتيب اثر دهند . سؤال : باتوجّه به اينكه لعلّهم يحذرون به حسب ظاهر دلالت بر وجوب حذر نمىكند شما وجوب را از كجا استفاده مىكنيد ؟ قبلا مطلبى را بهعنوان مقدّمه بيان مىكنيم كه : مرحوم مصنّف در جلد اوّل كتاب اين مطلب را تذكّر دادهاند : كلماتى از قبيل لعلّ ( براى ترجّى ) وليت ( براى تمنّى ) و ادوات استفهام در مورد خداوند مستحيل است . بيان ذلك : تمنّى و استفهام مربوط به كسى است كه عاجز و جاهل است و در موردهامش
( 1 ) - انذار - يعنى ترساندن و اين عمل منذرين و مخبرين است ، امّا تحذّر عمل و حالت مخبر له مىباشد .