شرح
در مفهوم و منطوق بايد متحد باشند به اين ترتيب كه مثلا در مفهوم شرط ، در صورت ثبوت شرط ، حكم براى موضوع ثابت است و در صورت انتفاء شرط ، همان حكم از همان مفهوم ، سلب مىشود بنابراين در مفهوم و منطوق بايد موضوع و محمول متحد باشند فقط در سلب و ايجاب تفاوت داشته باشند .
مثال : إن جاءك زيد فأكرمه ، در اين قضيّه شرطيّه موضوع ، « زيد » مىباشد و حكم « وجوب اكرام » است و شرط هم « مجىء زيد » است كه در صورت تحقّق مجىء ، وجوب اكرام زيد ثابت مىشود و در صورت انتفاء مجىء ، وجوب اكرام زيد منتفى مىگردد .
2 - ما قضاياى شرطيهاى داريم كه مىگويند براى تحقّق موضوع هست ( سيقت لبيان تحقّق الموضوع ) معناى اين نوع قضايا چيست ؟
يعنى حكمى را براى موضوعى بيان كنند و بگويند اگر فلان شرط محقّق شد موضوع هم محقّق است و چنانچه شرط تحقّق نداشته باشد موضوع هم محقّق نمىباشد و واضح است كه وقتى موضوع محقّق شد حكم ثابت مىشود .
اينگونه قضايا يا مفهوم ندارد و اگر كسى اصرار كند كه داراى مفهوم است ، مىگوئيم مفهومش قضيّهء سالبهء به انتفاء موضوع است مثال : ان رزقت ولدا فاختنه - يعنى اگر خداوند تبارك و تعالى فرزندى به تو عنايت كرد واجب است ، او را ختنه كنى .
در اين قضيّه موضوع ، « وجود ولد » است و حكم ، « وجوب ختان » مىباشد اين قضيّه مىگويد موضوع وجوب ختان در صورتى محقّق مىشود كه خداوند فرزندى به شما عنايت كند و اگر خداوند فرزندى به شما نداد موضوعى براى وجوب ختان وجود ندارد .
اين قضيهاى است كه مىگويند : سيقت لبيان تحقّق الموضوع .
مثال ديگر : ان ركب الأمير فخذ ركابه . اگر امير سوار بر مركب شد تو ركاب او را