تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
و اما إذا كان نقله للمسبب لا عن حس ، بل بملازمة ثابتة عند الناقل بوجه دون المنقول إليه ففيه إشكال ، أظهره عدم نهوض تلك الأدلة على حجيته ، إذا المتيقن من بناء العقلاء غير ذلك ، كما أن المنصرف من الآيات و الروايات ذلك ، على تقدير دلالتهما ، خصوصا فيما إذا رأى المنقول إليه خطأ الناقل في اعتقاد الملازمة [ 1 ] .
شرح
را پذيرفته‌اند در اين صورت اين نوع اجماع مشمول ادلهء حجّيّت خبر واحد هست . زيرا اگر فرضا هر دو قاعده لطف را پذيرفته‌اند و اتّفاق علماى يك عصر را كاشف از رأى معصوم مىدانند ، در اين صورت ناقل اجماع يك امر محسوسى را به صورت خبر در اختيار منقول اليه قرار داده است ( چون اتّفاق علماى يك عصر امر محسوسى است ) و منقول اليه لازم نيست تتبّع بكند و آن را به دست آورد . بلكه مىتواند آثار مربوط به آن را مترتّب نمايد . [ 1 ] - 3 : اگر كسى در اجماع منقول ، مسبّب ( رأى امام ) را نقل كند لكن نه از روى حس ( اجماع دخولى را قائل نيست ) بلكه قائل به ملازمهء عقلى يا عادى يا اتّفاقى هست ( اجماع نوع دوّم يا سوّم را قبول دارد ) . مثلا ناقل ، مسبّب را از راه قاعدهء لطف به دست آورده است امّا اين قاعده براى منقول اليه ثابت نيست . خواه قاعدهء لطف برايش ثابت نشده باشد و يا اينكه اصلا بطلان قاعدهء لطف براى او ثابت باشد . در اين صورت آيا اين نوع اجماع مشمول ادلهء حجّيّت خبر واحد است ؟ ايشان مىفرمايند در اين مسئله اشكال هست و اظهر اين است كه اين نوع اجماع مشمول ادلهء حجّيّت خبر واحد نيست مخصوصا وقتى كه منقول اليه مبناى ناقل را باطل مىداند زيرا مهم‌ترين دليل حجّيّت خبر واحد بناى عقلا است . بناى عقلا يك دليل غير لفظى است و بايد قدر متيقّن آن را اخذ نمود و قدر