نعم لا يبعد أن يكون بناؤهم على ذلك ، فيما لا يكون هناك أمارة على الحدس ، أو اعتقاد الملازمة فيما لا يرون هناك ملازمة [ 1 ] .
هذا لكن الإجماعات المنقولة في ألسنة الأصحاب غالبا مبنية على حدس الناقل أو اعتقاد الملازمة عقلا ، فلا اعتبار لها ما لم ينكشف أن نقل المسبب كان مستندا إلى الحس [ 2 ] .
شرح
بله اگر مشخص باشد كه مبناى خبر حدس است معلوم نيست كه اثرى برآن مترتّب كنند .
[ 1 ] - بله گاهى از اوقات امارهاى در بين هست كه جانب حدسى بودن را ترجيح مىدهد آيا عقلا با وجود چنين امارهاى برآن خبر اثرى بار مىكنند ؟
يا گاهى امارهاى است كه ناقل روى اعتقاد ملازمه خبر را نقل كرده است و آن ملازمه براى ما روشن نيست .
آيا اينجا هم به خبر واحد عمل مىكنند ؟
ايشان مىفرمايند بعيد نيست كه بناء عقلا در صورتى باشد كه امارهاى به اين نحو نباشد .
[ 2 ] - در مسئلهء اجماع منقول هم مطلب چنين است كه امارهاى وجود دارد ؟ آرى !
بيان ذلك : اجماع دخولى را خيلى كم قائل شدهاند چون انسان نمىتواند ملتزم بشود به اينكه شخص امام عليه السّلام بين فلان جماعت وجود داشته است .
و از طرفى طريقهء متأخّرين بر مبناى اجماع حدسى است لذا اين امارهاى است كه هرگاه كسى اجماعى را نقل كرد و ما نتوانستيم مبناى او را تشخيص بدهيم ، بگوئيم :
وجود اماره جانب حدسى بودن اجماع را ترجيح مىدهد و بناء عقلا در صورتى كه امارهاى بر حدس بودن در بين باشد ، كارساز نيست لذا چون در ما نحن فيه چنين