إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 227
الأمر الثالث : إنه لا إشكال في حجية الإجماع المنقول بأدلة حجية الخبر ، إذا كان نقله متضمنا لنقل السبب و المسبب عن حس ، لو لم نقل بأن نقله كذلك في زمان الغيبة موهون جدّا [ 1 ] . و كذا إذا لم يكن متضمنا له ، بل كان ممحضا لنقل السبب عن حس ، إلا أنه كان سببا به نظر المنقول إليه أيضا عقلا أو عادة أو اتفاقا ، فيعامل حينئذ مع المنقول معاملة المحصل في الالتزام بمسببه بأحكامه و آثاره [ 2 ] . امر سوم كدام قسم از اجماعات حجّت است [ 1 ] - در اين امر بحث مىكنيم كه كداميك از اين موارد مشمول ادلهء حجّيّت خبر واحد هست و كداميك مشمول ادلهء حجّيّت خبر واحد نيست . 1 : اگر كسى در اجماع منقول سبب و مسبّب را عن حس نقل كند مانند ( اجماع دخولى ) اين مشمول ادلهء حجّيّت خبر واحد هست اين نقل ، مانند نقل زراره است زيرا ناقل اجماع رأى جماعتى را نقل مىكند كه يقين دارد رأى امام داخل در آن جماعت است پس اگر كسى مسألهاى را به صورت اجماع دخولى نقل كرد ما مجبور هستيم كه بپذيريم لكن يك اشكال وجود دارد كه : در زمان غيبت ادّعاى چنين اجماعى كه انسان يقين داشته باشد امام هم داخل در آن هست بعيد است - بنابراين اجماع دخولى را بايد كنار گذاشت امّا اگر يك فقيه موثّق ادّعاى چنين اجماعى را كرد ما بايد بپذيريم زيرا بين اين نقل و نقل زراره فرقى وجود ندارد . [ 2 ] - 2 : اگر فقيهى در اجماع منقول ، سبب ( آراى علما ) را از روى حس نقل كرد ( ديده يا شنيده است ) نه اينكه مسبّب را نقل بكند . اگر منقول اليه مانند خود ناقل در نقل اجماع اعتقاد واحدى دارد ، مثلا هر دو قاعدهء لطف ( ملازمهء عقليّه ) را پذيرفتهاند يا هر دو اجماع را از راه ملازمهء عاديه قبول دارند و يا اينكه بهعنوان مثال هر دو اجماع حدسى