فلا بدّ في الإجماعات المنقولة بألفاظها المختلفة من استظهار مقدار دلالة ألفاظها ، و لو بملاحظة حال الناقل و خصوص موضع النقل ، فيؤخذ بذاك المقدار و يعامل معه كأنه المحصل ، فإن كان به مقدار تمام السبب ، و إلا فلا يجدي ما لم يضم إليه مما حصله أو نقل له من سائر الأقوال أو سائر الأمارات ما به تم [ 1 ] .
شرح
امارهاى هست و اكثر ناقلين اجماع مبنايشان بر پايهء حدس است لذا از نظر نقل مسبّب حجّيّتى براى اجماع باقى نمىماند .
بله اگر احراز كنيم نقل مسبّب ( رأى امام عليه السّلام ) را كه از روى حس بوده است يعنى ناقل به اجماع دخولى قائل بوده است آن اجماع حجّيّت دارد .
[ 1 ] - آيا اين اجماعات منقول هيچ اثرى ندارد ؟
ايشان مىفرمايند داراى اثر هست به اين ترتيب كه ما بايد خصوصيّات آن اجماع را بررسى كنيم .
اجماعات با الفاظ مختلف نقل مىشوند و از نظر سعه و ضيق تفاوت دارند گاهى مىگويند اجمع جميع الامة الاسلامية در اين نوع اجماع كسى فروگذار نشده است .
گاهى مىگويند اجمع فقهاء عصرنا و . . . ، بايد ديد اين لفظ اجماع چند فقيه را شامل مىشود .
و گاهى چنين تعبير مىكنند لم نعرف مخالفا بايستى ملاحظه كرد كه ناقل اجماع چه خصوصيّتى دارد آيا فرد متتبعى بوده است يا اينكه تتبعش كم بوده است .
بايد موضع نقل را ملاحظه كرد يعنى بايد مسألهاى را كه در آن اجماع نقل شده ، ديد بعضى از مسائل در كتب مشهور هست و بعضى از مسائل كمتر مورد تعرّض واقع شده است مثال : اگر ديديم ناقل رأى پنجاه نفر را تفحص كرده و ادّعاى اجماع نموده است در اين صورت چون او زحمت را متحمّل شده است كأنّ ما خودمان رأى پنجاه نفر را به دست آوردهايم .