تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
و كون موارد الحاجة إلى قول اللغوي أكثر من أن يحصى ، لانسداد باب العلم بتفاصيل المعاني غالبا ، بحيث يعلم بدخول الفرد المشكوك أو خروجه ، و إن كان المعنى معلوما في الجملة لا يوجب اعتبار قوله ، ما دام انفتاح باب العلم بالأحكام ، كما لا يخفى . [ 1 ] .
شرح
تذكّر - بله گاهى انسان با مراجعه به كتاب لغت ظهور لفظى را در يك معنا احراز مىكند كه اين را ايشان بعدا بعنوان نتيجه كتاب لغت ذكر مىنمايند . آيا مىتوانيم بگوئيم آن معنائى را كه لغوى در كتابش اوّل ذكر كرده است معنى حقيقى آن كلمه است و معنائى را كه دوّم ذكر كرده است معناى مجازى آن است ؟ اين حرف هم درست نيست چون ما آن را با لفظ مشتركى كه دو يا سه معنا دارد نقض مىكنيم ( يا بيشتر از سه معنا ) در مشترك ، لغوى نمىتواند هر دو معنا را ابتدا ذكر كند بالاخره بايد يكى از آن‌ها را اوّل ذكر كند و بعد معناى دوّم را بنويسد . [ 1 ] - اكنون مرحوم آقاى آخوند راهى را براى حجّيّت قول لغوى مطرح مىكنند كه : ما يك انسداد كبير داريم كه بعدا آن را بحث مىكنيم و يكى از مقدّمات انسداد كبير اين است كه باب علم و علمى « 1 » به احكام شرعى منسد است لذا بعضى با ضميمهء ساير مقدّمات مىگويند ظنّ به احكام شرعى حجّت است و لو بالخصوص دليلى بر اعتبار آن وجود نداشته باشد . در حجّيّت قول لغوى ما ادّعاى انسداد صغير مىكنيم و نظير مقدّمهء فوق را اينجا جارى مىكنيم كه : غالبا باب علم و علمى به معانى تفصيلى لغات براى ما منسد است اگرچه بنحو اجمال مىتوانيم معانى لغات را پيدا كنيم ولى اين فائده‌اى ندارد ما بايد معانى تفصيلى
هامش
( 1 ) - مقصود از علم ، يقين و قطع مىباشد و مراد از علمى عبارتست از يك دليل ظنّى كه يك دليل قطعى دلالت بر اعتبار و حجّيّت آن كند مانند خبر واحد كه دليل بر اعتبار آن يقينى و قطعى است .