لا يقال : لا مجال لهذا الإشكال ، لو قيل بأنها كانت قبل أداء الأمارة إليها إنشائية ، لأنها بذلك تصير فعلية ، تبلغ تلك المرتبة [ 1 ] .
فإنه يقال : لا يكاد يحرز بسبب قيام الأمارة المعتبرة على حكم إنشائي لا حقيقة و لا تعبدا ، إلا حكم إنشائي تعبدا ، لا حكم إنشائي أدّت إليه الأمارة ، اما حقيقة فواضح ، و اما تعبدا فلأنّ قصارى ما هو قضية حجية الأمارة كون مؤدّاها هو الواقع تعبدا ، لا الواقع الذي أدّت إليه الأمارة [ 2 ] .
شرح
و اگر لزوم اتيان طبق امارات در كار نباشد پس اين چه حجيّتى است كه براى امارات قائل شدهاند .
اين اشكال مهم به مرحوم شيخ شده است كه : لازمهء بيان شما عدم لزوم رعايت امارهاى است كه دلالت بر وجوب يك شىء مىنمايد .
[ 1 ] - از ناحيهء مرحوم شيخ دفاع كردهاند كه : بله حكم واقعى تا زمانى كه در مرحلهء انشا متوقّف است لزوم رعايت ندارد امّا اين مطلب را كه نمىتوانيد انكار كنيد كه : اگر حكم واقعى مؤدّاى يك اماره قرار گرفت ، آن حكم واقعى بضميمهء اينكه مفاد اماره مطابق با حكم واقعى است ، اين لزوم اجرا دارد .
بله اگر واقع و يا حكم انشائى و يا مؤدّاى اماره به تنهايى بودند ، مىتوانستيد اشكال نماييد .
بنابراين چه نقصى در وجوب موافقت ملاحظه مىكنيد . حكم واقعى وجوب نماز جمعه ، خبر واحد معتبر هم دلالت بر وجوب كرده است و حكم به مرحلهء بعث رسيده و مسئلهء وجوب موافقت ، مسلّم است .
[ 2 ] - امّا جواب از اين دفاع : قبول داريم كه واقع به تنهايى و مؤدّاى اماره هم به تنهائى وجوب موافقت ندارند بلكه واقع مؤدّاى اماره لزوم متابعت دارد .
امّا اينجا سؤالى مطرح است و آن اينكه : شما مىتوانيد اين واقع مؤدّاى اماره