تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
تنبيه : لا إشكال بناء على القول بالمرّه في الامتثال ، و أنّه لا مجال للاتيان بالمأمور به ثانيا ، على أن يكون أيضا به الامتثال ، فإنّه من الامتثال بعد الامتثال [ 1 ] .
شرح
وجود واحد و وجودات متعدّد هست . حال كه آن دو نكته براى شما مشخّص شد ، پاسخ صاحب فصول را چنين بيان مىكنيم كه : توهم صاحب فصول باطل است : شما - صاحب فصول - فرموديد : اگر مقصود از مرّه و تكرار ، « فرد و افراد » باشد بحث فعلى استقلال ندارد و دنبال مسألهء آينده است ، پاسخ ما اين است كه : شما خيال كرديد مقصود از فرد و افراد - در محلّ بحث - فرد و افراد در بحث آينده است درحالىكه منظور از فرد و افراد - در محلّ بحث - وجود واحد و وجودات متعدّد است كه در اين صورت ، تمام كسانى كه در آن مسئله ، شركت نمودند در بحث فعلى هم مىتوانند شركت كنند ، همان‌طور كه قائل به تعلّق امر به فرد مىتوانست شركت كند - كه صاحب فصول هم قبول داشت - قائلين به تعلّق امر به طبيعت هم مىتوانند در بحث فعلى شركت نمايند زيرا : قائل به تعلّق امر به طبيعت مىگويد : مقصود من از « طبيعت » وجود طبيعت است لذا او مىتواند در بحث فعلى شركت كند و بگويد ، آيا اين وجود طبيعت كه متعلّق امر هست وجود واحد طبيعت است - كه قائل به مرّه مىگويد - يا وجودات متعدّد است - كه قائل به تكرار مىگويد - يا اينكه نه ، فقط « وجود طبيعت » است و مسئله وحدت و تعدّد مطرح نيست - قول كسانى كه هم مرّه و هم تكرار را نفى مىكردند . نتيجه : مرّه و تكرار به هر معنائى كه باشد ، يك بحث اصيل و مستقلّى هست و تمام اقوال و قائلين در آن بحث مىتوانند در بحث فعلى شركت كنند بنابراين ، توهم صاحب فصول رحمه اللّه فاسد است .

بنا بر قول به مرّه ، كيفيّت امتثال چگونه است ؟

[ 1 ] - اگر قائل شويم امر ، دلالت بر مرّه مىكند - خواه معناى « مرّه » فرد باشد يا دفعه - در اين صورت اگر يك فرد از مأمور به در خارج تحقّق پيدا كند ، امتثال امر مولا شده
إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 91 | الشيخ فاضل اللنكراني