تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
كيف ؟ و قد عرفت في باب المشتقّ مباينة المصدر و سائر المشتقّات بحسب المعنى ، فكيف بمعناه يكون مادّة لها ؟ فعليه يمكن دعوى اعتبار المرّة أو التّكرار في مادّتها ، كما لا يخفى [ 1 ] .
شرح
سكّاكى ، نسبت به مجموع مادّه و هيئت مصدر است ، مصدر - ضرب - داراى مادّه و هيئتى هست كه از آن به صيغه ، تعبير مىشود و مادّهء آن « ضاد ، راء و باء » است و هيئت آن « فعل » مىباشد ، « ممكن » است « ضاد ، راء و باء » دلالت بر مرّه و تكرار بكند امّا وقتى هيئت مصدرى - هيئت فعل - پيدا كرد ، دلالت بر مرّه و تكرار از آن سلب شود و در نتيجه ، ادّعاى اتّفاق سكّاكى ، صحيح است - درحالىكه در مادّهء افعل هم مرّه و تكرار بوده . نتيجه : اگر مصدر ، دلالت بر مرّه و تكرار نكند ، دليل برآن نيست كه نزاع اصوليّين ، مربوط به هيئت است نه مادّهء افعل . [ 1 ] - مصنّف رحمه اللّه شاهد خوبى اقامه نموده‌اند كه : مصدر ، مادّهء مشتقّات نيست . توضيح ذلك : در بحث مشتق گفتيم بين « ضرب » و « ضارب » فرقى هست كه : ضرب ، داراى معنائى هست كه آبى از حمل بر ذات است و نمىتوان گفت : « زيد ضرب » « 1 » امّا ضارب - مشتق - داراى معنائى هست كه قابل تطبيق و حمل بر ذات هست و مىتوان گفت : « زيد ضارب » يعنى زيد ، همان ضارب است و ضارب ، همان زيد است يعنى بين آن دو ، اتّحاد و هو هويّت هست به خلاف « زيد ضرب » پس بين ضرب و ضارب ، تباين معنوى برقرار است . « الضّرب لا يكون قابلا للحمل و الضّارب يكون قابلا للحمل » . از بحثى كه در باب مشتق داشتيم اكنون نتيجه مىگيريم : چگونه مىتوان گفت « ضرب » به‌معناى مصدرى مادّهء ضارب باشد ؟ « ضرب » از نظر معنا با ضارب ، مباينت دارد ، مباينى چگونه مىتواند « مادّه » براى مباينى قرار گيرد « ضرب » كه از نظر معنا ، آبى از حمل است و امكان اتّحاد با ذات ندارد ،
هامش
( 1 ) - اگر گاهى مىگويند « زيد عدل » از باب مسامحه و مجاز است و الا « عدل » و عدالت را نمىتوان بر زيد ، حمل نمود .