شرح
سكّاكى ، ادعاى اتّفاق - اجماع اهل ادب - كرده كه : مصدر اگر مجرّد از لام و تنوين باشد ، مفادش فقط ماهيّت و طبيعت است - دلالتى بر مرّه و تكرار ندارد .
معناى « ضرب » طبيعت الضّرب و معناى « قصد » طبيعت القصد مىباشد .
سپس صاحب فصول ، ادّعاى اتّفاق سكّاكى را قرينه قرار داده كه اختلاف اصوليين در باب مرّه و تكرار ، مربوط به مادّهء افعل نيست زيرا مادّهء افعل ، همان مصدر است - كه سكّاكى در آن ، ادّعاى اتّفاق كرده كه مفاد مصدر مجرّد از لام و تنوين فقط ماهيّت و طبيعت است - در نتيجه ، نزاع اصوليّين در باب مرّه و تكرار فقط مربوط به هيئت افعل هست و هيچ ارتباطى به مادّه ندارد .
ردّ كلام صاحب فصول رحمه اللّه : سكّاكى ، نسبت به مصدر ، ادّعاى اتّفاق كرده كه مفاد « مصدر » مجرد از لام و تنوين فقط ماهيّت و طبيعت است و دلالتى بر مرّه و تكرار ندارد .
ادّعاى او ارتباطى به مادّهء افعل ندارد زيرا مصدر كه مادّهء مشتقّات نيست « 1 » . مادّهء افعل ، غير از مصدر است مصدر هم خودش مادّه و هيئتى دارد كه به مجموع آن دو . مصدر گفته مىشود .
همانطور كه « ضرب » داراى مادّه و هيئت هست - كه به مجموع آن دو ، صيغه ماضى گفته مىشود - « ضرب » هم مستقلا داراى مادّه و هيئتى هست ، همانطور كه اسم فاعل و اسم مفعول ، داراى مادّه و هيئت هستند مصدر هم داراى هيئت و مادّه مىباشد منتها بين آنها يك مادّهء مشترك هست كه آن مادّه در مصدر هم موجود است . حال اگر فردى مانند سكّاكى ، اتّفاق و اجماعى را نسبت به مصدر ادّعا نمايد كه : مصدر فقط دلالت بر طبيعت و ماهيّت مىكند - نه مرّه و تكرار - اين دليل و قرينهاى بر اين نيست كه مادّهء افعل - كه با مادّهء مصدر ، مشترك است - هم دلالت بر مرّه و تكرار ندارد به عبارت ديگر ادّعاى اتّفاق
هامش
( 1 ) - مادّهء فعل امر ، فعل ماضى ، اسم فاعل و ساير مشتقات ، مصدر نيست بلكه مصدر هم خودش صيغهء خاصى است كه داراى ماده و هيئت مىباشد .