تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 54

مساهمون:

ص٥٤
شرح
ج : اتيان عبادت به خاطر اينكه آن عمل عبادى ، اضافه و ارتباط به خداوند متعال دارد ، براى رضايت و خوشنودى او انجام مىدهيم . در هيچ‌يك از سه معناى مذكور ، مسألهء « داعويّت » مطرح نيست - البتّه مانعى ندارد كه مولا بگويد « صل بداعى كون الصّلاة ذات مصلحة » يا « صل بداعى كون الصّلاة حسنة » يا « صل للّه تبارك و تعالى » - و قصد قربت اگر به آن معانى باشد . امكان دارد كه به‌صورت شرطيّت يا قيديّت در متعلّق امر ، اخذ شود و مستلزم استحاله يا اشكالاتى كه در مقدّمهء دوم به نحو مشروح ، بيان كرديم ، نمىباشد « 1 » لكن اخذ قصد قربت در متعلّق امر به آن معانى ، كارساز نيست و فايده‌اى ندارد زيرا : از نظر فقها ، مسلّم است و هيچ‌كس در اين مسئله ، مخالفت نكرده كه اگر مكلّفين عبادات را به داعى امرشان انجام دهند و مسألهء واجد مصلحت يا حسن بودن يا ارتباط و اضافه به اللّه تبارك و تعالى را ناديده بگيرند ، هيچ اشكالى ندارد و به نحو مذكور ، قصد قربت نمودن كفايت مىكند و كفايت مذكور ، دليل بر اين است كه : احتمالات سه‌گانهء اخير در متعلّق عبادات ، اعتبار ندارد زيرا فرضا اگر قصد قربت به‌معناى واجديّت مصلحت در متعلّق ، اخذ شده بود ، شما نمىتوانستيد نماز را به داعى امر ، اتيان كنيد زيرا در اين صورت ، نماز به تنهائى مأمور به نبود بلكه صلات مع كونها ذات مصلحة ، مأمور به بود درحالىكه شما نماز را به داعى امرش اتيان مىكنيد و مجزى هم هست و اجماع هم قائم شده كه : مىتوان عبادات و از جمله ، نماز را به داعى امر متعلّق به آن‌ها اتيان نمود لذا ما از اين مطلب ، كشف مىكنيم كه قصد قربت به معانى سه‌گانهء مذكور در متعلّق امر معتبر نيست : جمع‌بندى : اتيان عبادت به داعى امرش كافى و مجزى است و اتيان به داعى امر ،
هامش
( 1 ) - تذكّر : معانى سه‌گانه مذكور را و لو اينكه ما از راه امر كشف مىكنيم امّا حقيقتش اين است كه تابع امر مولا نيست به خلاف معناى اوّل - داعى الامر - كه حقيقتا متفرع بر امر است .