شرح
مثلا به فردى دستور مىدهد كه تو به ديگران امر كن ، فلان عمل را انجام دهند پس امر مولا مستقيما متوجّه مكلفين نشده مثلا خداوند متعال به پيغمبر دستور مىدهد كه شما به مسلمانان فرمان بده كه صوم و صلات را اتيان كنند پس عنوان بحث « الامر بالامر بشىء » مىباشد يعنى :
مأمور به اوّلى ، « امر » است و مأمور به دوّمى همان « شىء » هست كه بايد در خارج ، اتيان شود .
سؤال : آيا نفس امر مولا درعينحال كه واسطه خورده ، مانند اوامر بدون واسطه هست به عبارت ديگر : امر مولا به « امر » متعلّق شده و مستقيما به شىء مأمور به ، تعلّق نگرفته ، حال اگر « واسطه » مخالفت يا نسيان كرد و فرمان مولا را ابلاغ ننمود لكن فرد سوّمى ، نسبت به آن اطّلاع پيدا كرد ، در اين صورت ، امر مولا مانند امر بدون واسطه هست و آن فرد بايد از آن اطاعت كند يا اينكه اطاعتش لازم نيست ؟
جواب : بايد بررسى كنيم كه هدف مولا از امر به آن واسطه ، چه بوده و چرا به او امر كرده كه به ديگران ، امر كند ، مسئله ، داراى سه صورت است :
1 - گاهى هدف مولا اين است كه مأمور به در خارج تحقّق پيدا كند منتها چون دسترسى به مردم ندارد به آن واسطه ، دستور مىدهد كه تو امر كن .
مثال : مردم ، شايستگى ندارند كه طرف وحى قرار گيرند لذا خداوند متعال به انبيا وحى مىنمايد و آنها را واسطه در تبليغ قرار مىدهد لكن هدف پروردگار ، اين است كه مأمور به در خارج ، تحقّق پيدا كند .
2 - گاهى هدف اصلى مولا اين است كه به « واسطه » امر كند لذا به او مىگويد به ديگران امر كن فلان عمل را انجام دهند كه در فرض مذكور ، عنايتى به اين ندارد كه ديگران شىء مأمور به را خارجا انجام دهند يا انجام ندهند و اصلا غرض او به اتيان شىء مأمور به تعلّق نگرفته .
3 - گاهى هدف مولا اين است كه مأمور به را ديگران انجام دهند لكن در صورتى كه آن واسطه ، وساطت و امر كند به نحوى كه اگر او مخالفت نمود و به ديگران امر نكرد ، مولا هم نمىخواهد آن شىء در خارج اتيان شود بلكه انجام مأمور به در صورتى مطلوب او هست كه واسطه به وظيفهء خود ، عمل كند .