تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 513

مساهمون:

ص٥١٣
و بالجملة : التّقييد بالوقت كما يكون بنحو وحدة المطلوب ، كذلك ربما يكون بنحو تعدّد المطلوب ، بحيث كان أصل الفعل ، و لو في خارج الوقت مطلوبا في الجملة ، و إن لم يكن به تمام المطلوب ، إلا أنّه لا بدّ في إثبات أنّه بهذا النّحو من دلالة ، و لا يكفي الدّليل على الوقت إلا فيما عرفت [ 1 ] .
شرح
بايد به‌هرحال « 1 » اتيان شود چه در وقت و چه خارج وقت . سؤال : اگر چنين است پس چرا مولا واجب را به وقت معيّن ، تقييد كرد و غرضش از تقييد واجب به وقت خاص چه بوده ؟ جواب : تقييد به وقت خاص به حسب تمام مطلوب مولا هست نه اصل مطلوبش . توضيح : اگر بخواهيد مطلوب مولا به‌طور كامل و تماما حاصل شود بايد عمل - مثلا نماز - در وقت معيّن اتيان شود نه اينكه وقت در اصل و اساس مطلوب مولا دخالت داشته باشد به‌طورى كه اگر نماز در خارج وقت انجام شد مطلوب مولا هيچ حاصل نشده باشد به عبارت ديگر : نماز در وقت ، داراى صددرجه مصلحت ، و نماز خارج از وقت ، واجد هشتاد درجه مصلحت است ، البتّه اين هشتاد درجه مصلحت هم لازم الاستيفاء هست همچنان كه مصلحت وقت ، لازم الاستيفاء هست . نه اينكه در حدّ استحباب و افضليّت باشد . [ 1 ] - وحدت و تعدّد مطلوب : واجبى كه به وقت خاصّى مقيّد مىشود ثبوتا و از نظر واقع ، ممكن است تقييدش به آن‌وقت به نحو تعدّد مطلوب باشد يعنى مولا دو مطلوب داشته باشد يكى اصل عمل و ديگرى وقوعش در وقت خاص به‌طورى كه اگر عمل در وقت معيّن انجام نشد باز انجام آن در خارج وقت ، مطلوب مولا باشد و ممكن است به نحو وحدت مطلوب باشد يعنى مولا يك مطلوب دارد و آن‌هم عمل در وقت معيّن ، عمل مقيّد به اتيان در وقت خاص ، به‌طورى كه اگر عمل در وقت انجام نشد مولا ديگر مطلوبى ندارد و اصل عمل و عمل در غير وقت را نمىخواهد امّا در ظاهر براى اينكه اثبات كنيم واجب موقت به نحو تعدد مطلوب است ، نياز به دليل داريم « 2 » و دليل
هامش
( 1 ) - و از آن طرف ، دليل توقيت هم اطلاقى ندارد . ( 2 ) - همچنان كه براى اثبات وحدت مطلوب هم محتاج به دليل هستيم .