تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 512

مساهمون:

ص٥١٢
نعم لو كان التّوقيت بدليل منفصل « 1 » ، لم يكن له إطلاق على التّقييد بالوقت ، و كان لدليل الواجب إطلاق ، لكان قضيّة إطلاقه ثبوت الوجوب بعد انقضاء الوقت ، و كون التّقييد به بحسب تمام المطلوب لا أصله [ 1 ] .
شرح
وقت خاصّى واجب مىكند ، مفهومش اين است كه اگر اين قيد و اين وقت نبود ، وجوبى هم در كار نيست . [ 1 ] - استثنا : گفتيم دليل واجب موقّت ، دلالتى بر وجوب قضا در خارج از وقت ندارد ولى با وجود سه شرط ، دلالت بر وجوب اتيان عمل در خارج وقت دارد : 1 - توقيت به دليل منفصل باشد ، چون مىدانيم گاهى توقيت با دليل متّصل است و يك دليل ، وجوب و توقيت - هر دو - را بيان مىكند مانند « اغتسل فى الجمعة » و گاهى با دليل منفصل است مثلا مولا ابتدا با « اقيموا الصّلاة » اصل وجوب صلات را بيان مىكند و بعد با دليل منفصل و« أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلى غَسَقِ اللَّيْلِ »موقت بودن آن را . 2 - دليلى كه بر اصل وجوب ، دلالت مىكند داراى اطلاق و در صدد بيان واجب ، با همهء خصوصيّات و حدودش باشد نه در مقام اهمال و اجمال . 3 - دليل دالّ بر توقيت ، اطلاق نداشته باشد ، از نظر تقييد به وقت و لزوم وقت ، اطلاق نداشته باشد ، يعنى نگويد اين واجب ، هرجا بخواهد محقّق شود بايد همراه وقت باشد بلكه از آن فى الجملة ، استفادهء توقيت شود . سؤال : چرا در صورتى كه شرائط سه‌گانه وجود داشته باشد اگر عمل در وقت خودش انجام نشد بايد در خارج وقت اتيان شود ؟ جواب : چون همان‌طور كه در ضمن شرائط گفتيم ، دليل واجب ، اطلاق دارد و مقتضاى اطلاقش اين است كه : وجوب عمل بعد از گذشتن وقت هم ثابت است و عمل
هامش
( 1 ) - جملهء مذكور ، صفت دليل منفصل است نه جواب « لو » ، جواب « لو » ، لكان . . . است .