شرح
هست و فرضا مكلّف مىتواند نمازش را در مسجد ، حسينيّه ، منزل و يا سائر امكنه بخواند از نظر زمان هم - با محدودهء زمانى خاص - كلّى هست مثلا مىتواند نمازش را در اوّل وقت ، وسط و يا آخر وقت بخواند و همانطور كه تخيير بين افراد دفعيّهء واجب موسّع ، عقلى هست ، تخيير بين افراد تدريجى - اجزاى زمان - هم عقلى مىباشد چون آنچه را كه شارع مقدّس بر مكلّف واجب كرده اين است كه :« أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلى غَسَقِ اللَّيْلِ »لكن عقل حكم مىكند كه مكلّف مىتواند نمازش را در جزء اوّل از آن زمان يا وسط يا آخرش بخواند .
قوله : « و لا وجه لتوهّم ان يكون التّخيير بينها شرعيا . . . . »
وجهى براى توهّم تخيير شرعى بين افراد تدريجى - اجزاى زمان - نيست زيرا در تخيير شرعى بايد هر جزئى داراى غرض خاصّى باشد درحالىكه اينجا قدر جامع ، واجب مىباشد . مثلا نماز بين زوال و غروب شمس ، واجب است كه آنهم داراى مصاديقى هست و عقل ، حكم به تخيير بين آنها مىكند نه شرع . و بديهى است كه نسبت آن مصاديق به واجب موسّع ، مانند نسبت افراد طبيعت به نفس طبيعت هست .
خلاصه : همانطور كه از نظر مكان ، تخيير ، عقلى هست از نظر زمان هم عقلى مىباشد منتها زمان ، محدود به حدّى هست - فرضا محدود به زوال و غروب شمس مىباشد .
سؤال : آيا واجب موسّع ، ممكن است يا مستحيل ؟
جواب : در بعضى از كتب اصولى مانند قوانين و فصول ، بحث مفصلى در اين زمينه شده كه بعضى قائل به استحاله شده و ادلّهاى هم ذكر كردهاند لكن نظر مصنّف رحمه اللّه اين است كه : مهمترين دليل بر جواز واجب موسّع ، وقوع آن هست و شما مىبينيد كه در شريعت مقدّس ، واجبات موسّع داريم مانند صلوات يوميّه پس بهترين دليل بر امكان