تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 456

مساهمون:

ص٤٥٦
شرح
هست يعنى : امر متعلّق به ازاله در رتبهء اوّل ، واقع شده - واجب مطلق است - ، هيچ قيد و شرطى ندارد « 1 » امّا امر به صلات ، مشروط به شرطى هست كه تأخّر از امر به ازاله دارد و آن شرط ، عبارت از عصيان نسبت به ازاله هست ، و بديهى است كه عصيان تكليف ، تأخّر از تكليف دارد ، تا تكليفى نباشد ، عصيان ، تحقّق پيدا نمىكند بنابراين امر به صلات ، معلّق بر عصيان امر به ازاله هست منتها براى حفظ اين جهت كه هنگامى كه امر به صلات ، محقّق است امر به ازاله هم تحقّق داشته باشد ، گفته‌اند عصيان به نحو شرط متأخّر ، شرطيّت دارد . مثلا چنين گفته‌اند : اگر در آينده و يك ساعت بعد ، امر به ازاله را عصيان مىكنيد ، اكنون امر به صلات ، متوجّه شما هست ، « ازل النّجاسة عن المسجد و ان كنت عصيت فى ساعة آتية فامر الصّلاة محقّق فى هذا الحال » ، نتيجهء بيان مذكور ، اين است كه فعلا دو امر ، تحقّق دارد « 2 » و چون امر به صلات در طول و در رتبهء متأخّر از امر به ازاله هست ، هيچ مانع عقلى در آن تصوّر نمىشود « 3 » . تذكّر : اگر شرط متأخّر را نپذيريد ، مىتوان قيد امر به صلات را چنين تصوّر نمود كه : به جاى عصيان ، بناى بر معصيت را شرط ، قرار داده و مىگوئيم : « ازل النّجاسة عن المسجد و ان به نيت على عصيان الامر بالازالة فصلّ » ، بديهى است كه بناى بر معصيت ، اكنون محقّق است يا قبلا تحقّق پيدا كرده - به نحو شرط مقارن يا متقدّم - در نتيجه ، اكنون دو امر ، تحقّق دارد كه امر اوّل ، بدون قيد و شرط و امر دوّم ، معلّق بر تصميم بر معصيت هست و فرض ما
هامش
( 1 ) - يجب الازالة عن المسجد . ( 2 ) - علت تحقق امر به ازاله ، اين است كه فعلا معصيت ، تحقق پيدا نكرده و علت وجود امر به صلات ، اين است كه : عصيان بعدى ، سبب مىشود كه صلات ، فعلا مأمور به باشد . ( 3 ) - بين موالى عرفى - و پدران نسبت به فرزندان - چنان اوامر « طوليّه » هست مثلا پدرى به فرزندش دستور مىدهد كه فلان عمل اهم را انجام بده و چنانچه كوتاهى كردى و آن را انجام ندادى در درجهء دوّم ، لااقل فلان عمل غير اهم را انجام بده - البته مصنف ، ضمن مباحث آينده آن اوامر را توجيه مىكنند .