الأمر الرّابع « 1 » : تظهر الثّمرة في أنّ نتيجة المسألة ، و هي النّهي عن الضّدّ بناء على الاقتضاء ، بضميمة أنّ النّهي في العبادات يقتضي الفساد ، ينتج فساده إذا كان عبادة [ 1 ] .
شرح
ثمرهء مسألهء « ضد »
[ 1 ] - چندين ثمره براى بحث ضد ، ذكر كردهاند لكن مهمترين و مشهورترين ثمرهاش اين است كه : فرض كنيد ضدّ يك واجب ، عمل « عبادى » باشد - نظير صلات ، نسبت به ازاله كه متضادّين مىباشند و صلات هم يك امر عبادى هست - ، اگر ما قائل شويم كه امر به شىء ، مقتضى نهى از ضد هست پس امر به ازاله ، اقتضا مىكند كه صلات ، منهى عنه باشد و نهى در عبادت هم كه موجب فساد است - پس آن صلات ، فاسد است - زيرا نهى در عبادت با قصد قربت ، منافات دارد ، نمىتوان با اتيان چيزى كه منهى عنه هست و مولا نهى از آن نموده ، قصد قربت نمود . خلاصه : امر به شىء ، مقتضى نهى از ضد - صلات - هست « 2 » و نهى در عبادت هم مقتضى فساد است پس صلات ، فاسد است و چنانچه مكلّفى ، ازالهء نجاست و تطهير مسجد را ترك نمايد و مشغول اتيان صلات شود ، عملش فاسد است « 3 » . امّا اگر امر به شىء را مقتضى نهى از ضد ندانيم - امر به ازاله ، مقتضى نهى از صلات نباشد - پس آن صلات هم منهى عنه نيست بلكه داراى « امر » مىباشد و چنانچه مكلّف ، ازاله را ترك و نماز را اتيان كند عبادتش صحيح است . نتيجه : ثمرهء اينكه امر به شىء ، مقتضى نهى از ضد هست يا نه در صحّت و عدم صحّت عبادت ، ظاهر مىشود - البتّه در صورتى كه عبادت ، ضدّ يك واجب اهمّى باشد .هامش
( 1 ) - تذكّر : توضيح عبارات مذكور يعنى از : « الامر الرابع » تا « ثم إنّه تصدى جماعة » - حدود يك صفحه از متن كتاب - مربوط به افاضات حضرت استاد ، « مدظلّه » نيست بلكه نگارنده با استفاده از درس سائر اساتيد معظّم به رشتهء تحرير درآورده است .
( 2 ) - برفرض اقتضا ، بحث مىكنيم .
( 3 ) - در صورتى كه وقت صلات ، موسّع باشد .