تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢
واضح « 1 » الفساد ؛ ضرورة أنّه و إن كان تصوّرها كذلك به مكان من الإمكان ، إلا أنّه لا يكاد يمكن الإتيان بها بداعي أمرها ؛ لعدم الأمر بها ، فإنّ الأمر حسب الفرض تعلّق بها مقيّدة بداعي الأمر ، و لا يكاد يدعو الأمر إلا إلى ما تعلّق به ، لا الى غيره [ 1 ] .
شرح
عمل ، قدرت بر انجام مأمور به را داشته باشد نه در حال امر ، شما مىگوئيد مكلّف در حال امر ، قدرت ندارد كه مأمور به را به داعى امر اتيان كند - چون امرى نيست - پاسخ مىدهيم كه مشكلى ندارد بعد از آنكه مولا امر كرد ، و فرضا ظهر فرارسيد او قدرت دارد كه مأمور به و نماز را به داعى امرش امتثال كند زيرا قدرتى كه در توجّه تكليف ، معتبر است قدرت در حال امر نمىباشد بلكه قدرت در حال امتثال معتبر است بنابراين متوهم مىگويد : نه در مقام تصوّر مولا اشكالى هست و نه از نظر موافقت مكلّف و قدرت او بر امتثال مشكلى وجود دارد و چرا شما - مصنّف - اين‌قدر بر نظر خود اصرار مىورزيد . [ 1 ] - دفع توهّم : ما از نظر مقام تصوّر با شما - متوهم - موافق هستيم لكن مكلّف ، قدرت ندارد - و لو بعدا - مأمور به را به داعى امرش اتيان كند . بيان ذلك : مصنّف رحمه اللّه نسبت به يك نكته ، اصرار دارند كه : وقتى مكلّف ، مىخواهد نماز را اتيان نمايد چه چيز را به داعى امرش اتيان مىكند ؟ نماز را به داعى امر انجام مىدهد . اگر قصد قربت در مأمور به دخيل باشد ، نماز به تنهائى كه امر ندارد تا به داعى امرش اتيان شود . به عبارت واضح‌تر : آن عملى را كه مكلّف در خارج اتيان مىكند - مثلا ده جزء و شرط با قطع نظر از قصد قربت - روى مبناى شما امرى ندارد تا مكلف به داعى امرش امتثال كند زيرا امر فقط به ده جزء و شرط ، متعلّق نشده بلكه امر به ده جزء با قصد قربت ، تعلّق گرفته در حقيقت ، امر به يازده جزء و شرط متعلّق شده و مكلّف از يازده جزء و شرط ، ده جزء آن را
هامش
( 1 ) - خبر مبتداى قبلى اكنون بيان شد و معنا چنين مىشود : اى « و توهّم امكان تعلّق الامر . . . واضح الفساد . »
إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 42 | الشيخ فاضل اللنكراني