و توهم « 1 » إمكان تعلّق الأمر بفعل الصّلاة بداعي الأمر ، و إمكان الاتيان بها بهذا الدّاعي ، ضرورة إمكان تصوّر الأمر بها مقيّدة ، و التّمكن من إتيانها كذلك ، بعد تعلّق الأمر بها ، و المعتبر من القدرة المعتبرة عقلا في صحّة الأمر إنّما هو في حال الامتثال لا حال الأمر [ 1 ] .
شرح
[ 1 ] - توهّم : متوهّم و مستشكل درصدد است كه هر دو اشكال را جواب دهد .
توضيح ذلك : امّا اينكه گفتيد مولا نمىتواند قصد قربت را در مأمور به اخذ نمايد ، جوابش اين است كه : فرض كنيد مولا هنوز امر ننموده ، آيا او نمىتواند صلات بداعى الامر را « تصوّر » كند ؟ مقام تصوّر كه چندان مئونهاى ندارد فرضا چيزهائى را كه بنا هست هزار سال بعد تحقّق پيدا كند ، شما مىتوانيد اكنون تصوّر كنيد ، الآن مولا نماز ، اجزا و شرائط - ركوع ، سجود ، استقبال و طهارت - آن را درنظر مىگيرد و هيچ مانعى از تصوّر آنها نيست هنوز هم آن را مأمور به قرار نداده ، بعد از تأمّل درمىيابد كه يكى از خصوصيّات آن واجب ، اين است كه بايد به داعى امرش اتيان شود و اگر به داعى امر ، محقّق نشود اثرى ندارد آيا در مقام تصوّر - تا امرى صادر نكرده - براى او محال است چنين معنائى را تصوّر نمايد ؟ خير ، مانعى ندارد كه مولا ساير اجزا و شرائط را تصوّر كند و همچنين قصد قربت بهمعناى مذكور را هم در رديف آن شرائط و اجزا ، تصوّر نمايد و در مقام امر ، بيش از « تصوّر » مولا چيزى لازم نداريم و بايد مأمور به با تمام خصوصيّات ، متصوّر مولا قرار گيرد .
امّا اينكه گفتيد مكلّف قدرت ندارد مأمور به را با قصد قربت ، امتثال كند ، پاسخش اين است كه :
چه زمانى او قدرت ندارد و ظرف عدم قدرت او چه وقت هست ؟
آرى مكلّف در حال امر و قبل از تعلّق امر ، قدرت ندارد امر را اتيان كند ولى قدرت در آن حال ، شرط نيست بلكه در ظرف عمل ، قدرت مكلّف شرط است اگر مولائى به عبدش دستورى دهد كه يك ماه بعد ، فلان عمل را انجام بده ، آن عبد بايد يك ماه بعد و هنگام
هامش
( 1 ) - و « توهّم » مبتدا و خبر آن « واضح الفساد » است كه بهزودى خواهد آمد .