تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 413

مساهمون:

ص٤١٣
و اما التّفصيل بين الشّرط الشّرعي و غيره ، فقد استدلّ على الوجوب في الأوّل بأنّه لو لا وجوبه شرعا لما كان شرطا ، حيث أنّه ليس ممّا لا بدّ منه عقلا أو عادة [ 1 ] .
شرح
اگر مقصودتان اين است كه بدون واسطه ، مقدور باشد ، اين مطلب مورد قبول ما نيست ، آنچه كه لازم مىباشد ، اين است كه : بايد مكلّف به ، مقدور انسان باشد ، خواه با واسطه ، مقدور باشد يا بدون واسطه . در مثال مذكور ، احراق ، مقدور شما هست و لو اينكه مقدوريّت آن به مقدوريّت سبب است ، همان مقدوريّت سبب ، كافى هست كه مسبّب را مقدور كند و در نتيجه ، مسبّب كه مقدور شد ، امر به نفس آن ، متعلّق مىشود . چرا امر متعلّق به مسبّب مقدور مع الواسطه را ما از مسبّب ، حذف نمائيم و بگوئيم مربوط به سبب هست ؟ لازم نيست ، مقدوريّت بلا واسطه ، تحقّق داشته باشد . خلاصهء دو اشكال : اوّلا بيان شما فائده‌اى ندارد و ثانيا اصل كلام شما باطل هست پس تفصيل بين سبب و مسبّب كه در كتاب معالم و قوانين ، مفصّلا بحث شده ، اثرى ندارد .

تفصيل بين شرط شرعى و غير شرعى

[ 1 ] - مفصّل مىگويد : اگر شرائط مأمور به ، شرعيّه باشد ، وجوب غيرى دارد امّا اگر آن شرائط ، عقلى يا عادى باشد ، فاقد وجوب غيرى هست . دليل مفصّل : نيازى نيست كه شارع مقدّس ، شرائط عقلى و عادى را براى ما ايجاب نمايد زيرا خودمان نسبت به آن‌ها آگاهى داريم امّا شرائط شرعى را بايد براى ما ايجاب نمايد . اگر شارع مقدّس ، وضو را ايجاب ننمايد ، طريقى نداريم تا بدانيم وضو ، نسبت به نماز ، شرطيّت دارد در حقيقت اگر دليل شرعى ، وجوب وضو را بيان نكند ، نمىتوان براى وضو ، انتزاع شرطيّت نمود امّا به خلاف شرائط عقلى و عادى كه در آن‌ها نيازى به ايجاب شارع نيست پس علّت اينكه شرط شرعى ، امتياز پيدا كرده ، اين است كه : عقول ما نمىتواند شرائط شرعيّه را درك نمايد و عقل انسان ، قادر نيست كه ارتباط بين وضو و نماز