تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 37

مساهمون:

ص٣٧
ثانيتها : إنّ التّقرب المعتبر في التّعبّدي ، إن كان بمعنى قصد الامتثال و الإتيان بالواجب بداعي أمره ، كان ممّا يعتبر في الطّاعة عقلا ، لا ممّا أخذ في نفس العبادة شرعا ، و ذلك لاستحالة أخذ ما لا يكاد يتأتّى إلا من قبل الأمر بشيء في متعلّق ذاك الامر مطلقا شرطا أو شطرا ، فما لم تكن نفس الصّلاة متعلّقة للأمر ، لا يكاد يمكن إتيانها به قصد امتثال أمرها [ 1 ] .
شرح
حصول غرض مولا و سقوط تكليف ، كفايت مىكند مانند اداى دين كه يك واجب توصّلى است يعنى پرداخت دين به دائن به هر نيّتى و لو رياء كفايت مىكند و مسقط ذمّه است بدون اينكه قصد قربت در آن معتبر باشد . امّا واجب تعبّدى ، آن است كه اتيان ذات عمل به تنهائى مجزى نيست بلكه بايد مأمور به را با قصد قربت ، اتيان نمود و بايد داعى و محرّك مكلّف بر اتيان مأمور به اطاعت امر مولا و تقرّب به خداوند متعال باشد به نحوى كه اگر واجب ، بدون قصد قربت تحقّق پيدا كند نه غرض مولا حاصل شده و نه امر او ساقط مىشود مانند نماز كه بايد با قصد قربت اتيان شود و اگر رياء و يا به منظور ديگرى خوانده شود هيچ‌گونه ارزشى ندارد .

مقدّمهء دوّم « معناى قصد قربت »

[ 1 ] - مقدّمه مذكور يكى از مباحث مهم و دقيق اصولى است كه مصنّف رحمه اللّه هم آن را نقد و بررسى نموده‌اند . آيا قصد قربتى كه در واجبات تعبّدى معتبر است مانند ساير اجزا و شرايط ، شارع مقدّس آن را معتبر كرده يا اينكه مانند ساير اجزا و شرائط نيست كه شارع ، آن را اعتبار كند بلكه عقل ، آن را در مأمور به معتبر و دخيل مىداند . به عبارت ديگر آيا همان‌طور كه شارع فرموده است : نماز ، داراى ركوع ، سجود ، طهارت و امثال آن‌ها هست ، او حكم به اعتبار قصد قربت در نماز نموده است يا اينكه