تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 330

مساهمون:

ص٣٣٠
شرح
داشته باشند يا نه ؟ جواب : در فرض مذكور كه طريق حرامى هم مطرح است ، علّت اينكه آن راه حرام « 1 » درعين‌حال كه اثر واجب برآن بار هست - وجوب غيرى ندارد ، اين است كه آن حرمت ، مانع وجوب غيرى هست - و ما هم كه نمىتوانيم آن را دفع نمائيم « 2 » - زيرا طريق انقاذ ، منحصر به راه حرام نيست بلكه دو طريق - حرام و مباح - دارد و حرمت طريق حرام ، مانع مىشود كه دخول در ملك غير ، وجوب مقدّمى ، پيدا كند امّا اگر در موردى چنان مانعى نداشتيم مانند نصب سلّم مورد بحث و قصد توصّل به آن نشد و اثر واجب هم برآن ، مترتّب شد ، ملاك وجوب غيرى هم در آن بود ، چه چيز ، مانع وجوب غيرى نصب سلّم مىشود ؟ آرى اگر وجوب غيرى ، مبتلا به مانع - حرمت - بود آن حرمت ، ممانعت از وجوب غيرى مىنمود - همان‌طور كه شما در آن مثال ، بيان كرديد - امّا اكنون كه نصب سلّم مباح ، گرفتار مانع نيست ، و اثر واجب برآن ، مترتّب است امّا مكلّف ، قصد توصّل به آن ننموده چرا وجوب غيرى نداشته باشد و عمدهء بحث ما - مصنّف - با ايشان در همين مطلب است كه : « وجوب غيرى » با تحقّق ملاك و عدم ابتلا به مانع ، چرا نبايد ثابت باشد . خلاصه : علّت عدم تحقّق وجوب غيرى در مثال شما - طرفداران نظريّهء شيخ اعظم - ابتلاء به مانع هست امّا در محلّ بحث چون ابتلاء به مانع ، مطرح نيست ، حتما بايد نصب سلّم - و امثال آن مقدّمه - وجوب غيرى پيدا كند .
هامش
( 1 ) - دخول در ملك غير . ( 2 ) - فرض مسئله در موردى است كه مكلف از طريق حرام ، انقاذ غريق نموده - طريق ، غير منحصر بوده .