ضرورة فعليّة وجوبه و تنجّزه بالقدرة عليه بتمهيد مقدّمته ، فيترشح منه الوجوب عليها على الملازمة ، و لا يلزم منه محذور وجوب المقدّمة قبل وجوب ذيها ، و إنّما اللازم الإتيان بها قبل الإتيان به [ 1 ] .
بل لزوم الإتيان بها عقلا ، و لو لم نقل بالملازمة ، لا يحتاج إلى مزيد بيان و مئونة برهان ، كالإتيان بسائر المقدّمات في زمان الواجب قبل إتيانه [ 2 ] .
شرح
[ 1 ] - مصنّف رحمه اللّه در عبارت مذكور ، علّت نفى اشكال در لزوم اتيان مقدّمه را بيان كردهاند كه : « وجوب » ، فعليّت دارد - « بالقدرة عليه اى على الواجب . »
سؤال : چگونه و به چه كيفيّت ، قدرت بر اتيان واجب ، تحقّق دارد ؟
جواب : الآن مكلّف مىتواند مقدّمات آن واجب را فراهم كند ، بنابراين ، وجوبى از ذى المقدّمه به مقدّمه ، ترشّح مىشود البته بنا بر اينكه ما در بحث مقدّمه واجب ، قائل به وجوب مقدّمه شويم .
اشكال : چگونه مقدّمه ، قبل از ذى المقدّمه ، وجوب پيدا كرده .
جواب : ما نگفتيم مقدّمه ، قبل از « وجوب » ذى المقدّمه ، واجب است بلكه گفتيم وجوب ذى المقدّمه « فعلى » است و مقدّمه هماكنون وجوب غيرى دارد اما نفس واجب و مأمور به بعدا تحقّق پيدا مىكند و هيچ مانعى ندارد زيرا وجوب مقدّمه ، تابع نفس ذى المقدّمه نيست بلكه وجوب مقدّمه ، تابع وجوب ذى المقدمه مىباشد و اينكه ذى المقدّمه ، چه زمانى تحقّق پيدا مىكند ، ارتباطى به وجوب مقدّمه ندارد .
[ 2 ] - كسانى هم كه مقدّمهء واجب را واجب نمىدانند ، قائل به لزوم عقلى مقدّمه هستند همانطور كه مكرّرا بيان كردهايم ، قائلين به ملازمه مىگويند : مقدّمه ، وجوب غيرى « شرعى » دارد و بين آن و وجوب ذى المقدّمه ، ملازمه هست اما منكرين ملازمه كه وجوب شرعى مقدّمه را قبول ندارند ، معتقدند : نفس مقدّمه ، لزوم عقلى دارد اگر مولا فرمود : « كن على السّطح » ، عقل ، مستقلا حكم به لزوم تهيّهء مقدّمه و نصب سلّم مىكند .
طبق مبناى اخير هم چنانچه اكنون وجوب حج ، فعليّت پيدا كند - گرچه زمانش در آينده