شرح
چگونه است كه استطاعت ، دخالت در واجب و حج دارد و وجوبش هم قبل از آن فعلى هست درعينحال ، بنا بر عقيدهء شيخ اعظم ، لازم نيست كه مكلّف ، استطاعت را تحصيل كند ؟
و همچنين فرق بين استطاعت در باب حج و طهارت در باب نماز چيست كه طهارت ، بنا بر عقيدهء مرحوم شيخ ، لازم التحصيل هست امّا استطاعت حتّى بنا به عقيدهء ايشان وجوب تحصيل ندارد - علّتش چيست ؟
تحصيل استطاعت براى مكلّف ، يك امر مقدور هست و مانند زمان ، نسبت به حج نيست ، پس چرا لزوم تحصيل ندارد ؟
جواب : علّتش همان شرط چهارمى است كه اكنون در مقام بيانش هستيم كه : گاهى مقدّمات وجوديّه به نحوى است كه مولا در صدد مكلّف نمودن عبد به تحصيل مقدّمه نيست بلكه منظورش اين است كه اگر مقدّمه به نحو طبيعى و خودبهخود حاصل شد ، آنوقت ، ذى المقدّمه به دنبالش تحقّق پيدا كند به خلاف طهارت ، نسبت به نماز كه مولا مىخواهد مكلّف ، طهارت را تحصيل نمايد . امّا در باب استطاعت ، چنين فرض شده : اگر استطاعت ، خودبهخود حاصل شد آنگاه بر مكلّف ، لازم است كه حج را عن استطاعة انجام بدهد نه اينكه « لزوم » ، مشروط به استطاعت باشد ، لزوم و وجوب ، فعلى هست اما در « حج عن استطاعة » ، يك استطاعت خاصّى ملحوظ است .
پس شرط چهارم وجوب غيرى مقدّمهء وجوديّه ، اين است كه : دخالت آن در مأمور به ، به نحوى نباشد كه مولا فرض وجودش را كرده باشد و براى وجود طبيعى آن ، مدخليّت قائل شده باشد كه در اين صورت آن مقدّمه ، واجب نيست .
تذكّر : مصنّف رحمه اللّه علّت اعتبار شرائط اخير را چنين بيان كردهاند « 1 » :
« ضرورة انّه لو كان مقدّمة الوجوب ايضا لا يكاد يكون هناك وجوب الا بعد حصوله و
هامش
( 1 ) - كه ما قبلا اشاره كرديم .