شرح
بعد الحصول يكون وجوبه طلب الحاصل كما انّه اذا اخذ على احد النّحوين يكون كذلك « 1 » . . . »
قوله : « فافهم » اشاره به همان مطلبى هست كه مرحوم مشكينى هم بيان كردهاند و ما آن را در پاورقى آوردهايم .
جمعبندى : ضابطه و قاعدهء كلّى در وجوب مقدّمهء وجوديّه ، اين است كه بايد چهار شرط مذكور ، مجتمع باشد تا آن مقدّمه ، وجوب غيرى فعلى پيدا كند و تطبيق شرائط مذكور در موارد مختلف با قارئين كرام است .
يادآورى : آنچه كه صاحب فصول را مجبور به تصوير واجب معلّق و شيخ اعظم رحمه اللّه را وادار به تفسير واجب مشروط به آن معناى خاص كرده است : مشكلهء حج « 2 » بوده كه چگونه قبل از فرا رسيدن موسم حج ، تهيّهء مقدّمات آن ، لازم است ؟ اگر ذى المقدّمه و حج ، واجب نيست پس چگونه مقدّمهء آن ، واجب است و اگر حج ، واجب است پس نحوهء وجوب آن به چه كيفيّتى هست كه هركس براى خود راهى و طريقى انتخاب كرده :
صاحب فصول ، متمسّك به تصوير واجب معلّق شده ، شيخ اعظم هم واجب مشروط را به نحو خاصّى معنا كرده و ما هم واجب مشروط به نحو شرط متأخّر را براى شما بيان كرديم تا اينكه معلوم شود راه حلّ مشكل ، منحصر به آن دو طريق نيست بلكه مىتوان راه سوّمى را هم ارائه كرد .
هامش
( 1 ) - الف : هذا يتم فيما اخذ عنوانا للمكلف لرجوعه الى الشرط المقارن و اما الذى اخذ وجوده الاتفاقى فانما يلزم فيه شبه طلب الحاصل لا نفسه كما فى الشرط المتأخر و منه يظهر : ان اطلاق لزوم طلب الحاصل فى مقدمة الوجوب فيما قبل هذه العبارة ليس فى محله و لعله لذا امر بالفهم . ر . ك : كفاية الاصول محشى به حاشيه مرحوم مشكينى 1 / 165 .
ب : يعنى وجوب مقدّمه ، همان طلب حاصل است به اين كيفيت كه : فرضا اگر عنوان « المسافر » حاصل نشده كه نماز قصر مورد تكليف و واجب نيست و اگر عنوان مذكور ، تحقق پيدا كرده و نماز قصر ، واجب شده ، ديگر معنا ندارد يك وجوب مقدّمى براى عنوان « المسافر » داشته باشيم .
( 2 ) - و امثال آن .