تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
مع أنّه لو سلّم أنّه فرد ، فانّما يمنع عن التقيد لو أنشئ أوّلا غير مقيّد ، لا ما إذا أنشئ من الأوّل مقيّدا ، غاية الأمر قد دلّ عليه بدالّين ، و هو غير إنشائه أوّلا ثم تقييده ثانيا ، فافهم [ 1 ] .
شرح
موارد استعمال آن‌ها متفاوت است پس مبناى شيخ اعظم با مبناى ما متفاوت است زيرا ايشان موضوع له حروف را خاص مىدانند امّا ما اصل مبنا را نپذيرفته و قبلا « 1 » به نحو مشروح بيان كرديم كه موضوع له حروف هم عام است . شما در محلّ بحث فرموده‌ايد : واضع ، هيئت افعل را براى يك فرد از طلب وجوبى وضع كرده و اطلاق ندارد امّا عقيدهء ما ، اين است كه : هيئت افعل هم براى كلّى طلب وجوبى و مفهوم عامّ طلب لزومى وضع شده و مانند كلّى رقبه ، قابل تقييد و تضييق هست . خلاصه : اوّلين پاسخ مصنّف ، اين بود كه شما طبق مبناى خود فرموديد هيئت قابل تقييد نيست . و قيد ، مربوط به مادّه است امّا ما اصل آن مبنا را نپذيرفته‌ايم . [ 1 ] - ب : فرض كنيد مبناى شما - شيخ اعظم - را قبول كرده و گفتيم مفاد و موضوع له هيئت ، جزئى و خاص هست امّا بدانيد كه تقييد بر دوگونه است : الف : گاهى به‌وسيلهء هيئت افعل يك فرد از طلب وجوبى انشا مىشود ، مانند اكرم زيدا امّا بعد از مدّتى در صدد تقييد آن برآمده ، مىگوئيم آن فرد از طلب وجوبى كه ديروز به‌وسيله هيئت افعل بيان شد ، امروز مقيدش مىكنيم در اين صورت ، شما بفرمائيد آن طلب ، قابل تقييد نيست زيرا آن فرد - كه به‌وسيله جملهء « اكرم زيدا » وجوب پيدا كرد - خودش مضيّق هست و ممتنع است مجدّدا مقيّد شود ، در اين فرض ، حق با شما است ولى ما مرتكب چنان تقييدى نشديم . ب : ما از ابتدا ، وجوبى را كه « اكرم زيدا » دلالت برآن مىكند ، مضيّقا ايجاد كرده و حتّى قيد آن را قبل از « اكرم زيدا » با يك عبارت به اين صورت ، بيان نموده و گفتيم : « إن جاءك زيد فاكرمه » يعنى آن فردى را كه به‌وسيلهء صيغهء افعل ، انشا كرديم از ابتدا ، مقيّدا
هامش
( 1 ) - ر . ك : ايضاح الكفاية 1 / 53 .