شرح
1 - ممكن است آن خصوصيّت در اختيار عبد و مكلّف نباشد مثلا مجىء زيد ، تحت قدرت خود زيد است نه تحت اختيار عبدى كه مورد خطاب مولا هست .
2 - آن حالت و آن خصوصيّت ، ممكن است مانند نفس اكرام از امور اختيارى و تحت قدرت مكلّف باشد يعنى همانطور كه عبد مىتواند اكرام را ايجاد نمايد ، انجام و ايجاد آن خصوصيّت هم براى عبد ، مقدور است كه اين فرض هم داراى دو صورت است :
الف : مدخليّت آن خصوصيّت در اكرام زيد در صورتى است كه آن ويژگى بهطور طبيعى حاصل شود نه اينكه لازم باشد ، عبد ، آن را ايجاد نمايد .
ب : مدخليّت آن خصوصيّت در اكرام زيد به نحوى است كه اگر خودش هم در خارج ، موجود نشود ، بايد عبد آن را ايجاد نمايد .
سؤال : سبب اختلافات مذكور كه گاهى شىء مطلقا محبوب است و گاهى مقيّدا چيست ؟
جواب : علّتش اختلاف اغراض و اهداف مولا مىباشد كه گاهى شىء در فلان شرائط ، مطلوبيّت دارد و گاهى با فلان خصوصيّت ، مورد علاقهء مولا مىباشد و . . .
تذكر : در صور مختلفى كه بيان شد ، تفاوتى نمىكند كه شما احكام را تابع مفاسد و مصالح بدانيد يا قائل به عدم تبعيّت احكام نسبت به مصالح و مفاسد شويد بلكه نكتهء كلام و توجّه ما نسبت به غرض و مطلوب مولا بود بهنحوىكه بيان كرديم .
سؤال : مرحوم شيخ ، چه نتيجهاى از تقسيمات مفصّل مذكور گرفتهاند ؟
جواب : تمام خصوصيّات و قيود مذكور در آن تقسيمات ، مربوط به مطلوب مولا و اكرام زيد بود و شما نمىتوانيد موردى را ارائه دهيد كه قيد ، مربوط به وجوب و طلب باشد ، هر قيدى را كه درنظر بگيريد بالاخره ، ارتباط با واجب و مكلّف به پيدا مىكند .