شرح
سؤال : بحث مقدّمهء واجب از مباحث لفظيّه علم اصول است يا عقليّه ؟
جواب : از ظاهر « 1 » كلام صاحب معالم ، استفاده مىشود كه ايشان بحث مقدّمهء واجب را جزء مباحث الفاظ مىدانند زيرا :
اولا صاحب معالم در مقام استدلال فرمودهاند : قبول نداريم كه مقدّمهء واجب ، وجوب داشته باشد زيرا به هيچيك از دلالات سهگانه - مطابقه ، تضمّن و التزام - وجوبى براى مقدّمهء ثابت نمىشود .
از اينكه ايشان در مقام استدلال به دلالات ثلاث ، - دلالات لفظيّه - تمسّك كردهاند ، معلوم مىشود كه بهنظر صاحب معالم ، بحث مقدّمهء واجب ، يكى از مباحث لفظيّهء علم اصول است نه عقليّه .
ثانيا از اينكه ايشان ، بحث مذكور را در مباحث الفاظ ، مطرح كردهاند معلوم مىشود كه بحث مقدّمهء واجب را از مباحث الفاظ مىدانستند .
مصنّف رحمه اللّه فرمودهاند بحث مذكور ، جزء مباحث « عقليّه » مىباشد و نزاع ، اين است كه آيا عقل ، استقلال در ملازمه دارد يا نه ؟ آيا عقل ، حكم مىكند كه بين وجوب ذى المقدّمه و مقدّمه ، ملازمه هست يا نه ؟
سؤال : چرا بحث مقدّمهء واجب ، جزء مباحث عقليّه است نه لفظيّه ؟
جواب : امرى كه مقام ثبوتش مسلّم نيست ، چگونه مىتوان در مقام اثبات آن ، بحث كرد كه آيا دلالت التزاميّه تحقّق دارد يا نه و . . .
اشكال : شما - مصنّف - هم مانند صاحب معالم ، بحث مقدّمهء واجب را در مباحث الفاظ مطرح كردهايد پس آن را جزء مباحث الفاظ بدانيد .
جواب : ما كه بحث مذكور را در مباحث الفاظ بيان كرديم ، تذكّر هم دادهايم كه بدانيد بحث مقدّمهء واجب ، جزء مباحث عقليّه است امّا صاحب معالم چنين تذكّرى ندادهاند .
هامش
( 1 ) - وجه كونه ظاهرا فيه لا صريحا : انه يحتمل ان يكون ذكره فى مباحث الالفاظ من باب الاستطراد و ان يكون الاستدلال المذكور جزء للدليل لا تمامه اذ المنكر لا بد ان يثبت عدم مطلق الملازمة كان منشأ للدلالة اللفظيّة أو لا . ر . ك : كفاية الاصول محشى به حاشيه مرحوم مشكينى 1 / 139 .