شرح
اوامر ظاهرى ، داراى دو شعبه هستند كه يك شعبهء آنها مربوط به اصول عمليّه ، مانند قاعدهء طهارت « 1 » ، قاعدهء حلّيّت و استصحاب « 2 » طهارت و حلّيّت مىباشد و شعبه ديگرش مربوط به امارات است مانند خبر واحد و بيّنه . اينك بحث مذكور را در شعبهء اوّل و سپس در شعبهء دوّم ادامه مىدهيم كه :
1 - در بخش اصول عمليّه ، مانند قاعدهء طهارت ، حلّيّت و استصحاب حلّيّت و طهارت ، نظر مصنّف رحمه اللّه اين است كه : اتيان مأمور به به امر ظاهرى ، اقتضاء اجزا دارد يعنى : بعد از كشف خلاف ، لزومى ندارد كه عمل را اعاده - در وقت - و قضا - در خارج از وقت - نمود .
مثلا اگر كسى نسبت به لباس خود ، استصحاب طهارت يا قاعدهء طهارت ، جارى نمود و در همان لباس ، نماز خواند بعد از يك ساعت ، متوجّه شد كه لباسش متنجّس بوده در اين فرض ، اعاده يا قضا بر او لازم نيست و عملش مجزى « 3 » است و دليل و نكتهاش را چنين بيان كردهاند كه :
اصول عمليّه ، مانند « كل شىء طاهر حتّى تعلم انّه قذر » كه مفادش قاعدهء طهارت است و همچنين « كلّ شىء لك حلال » كه مفادش قاعدهء حلّيّت است و همچنين « لا تنقض اليقين بالشك » كه مفادش همان استصحاب و دليل حجّيّت استصحاب مىباشد ، تمام آنها ناظر بر ادلّهء اوّليّه هستند و جنبهء توضيحى و تفسيرى نسبت به ادلّهء اوليّه دارند .
هامش
( 1 ) - اصول عمليّه به چهار اصل مهمّ و معروف - برائت ، استصحاب ، احتياط و تخيير - منحصر نيست بلكه تعدادشان بيش از اينها است و اصول عمليّهء ديگرى هم مانند قاعدهء طهارت داريم .
( 2 ) - مصنّف در مورد استصحاب چنين فرمودهاند : « فى وجه قوى » كه بهزودى نكتهاش را بيان خواهيم كرد .
( 3 ) - امّا اگر بيّنه ، قائم شد كه لباسش طاهر است و در آن نماز خواند ولى بعدا كشف خلاف شد كه آن لباس پاك نبوده بايد نمازش را در وقت ، اعاده و در خارج از وقت ، قضا نمايد .