تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
من و شما . هنگامى كه من اراده‌اى مىكنم خارجا يك مصداق واقعى اراده ، تحقّق پيدا مىكند و زمانى كه شما اراده مىكنيد مصداق ديگر اراده محقّق مىشود منتها فرق مصاديق اراده با مصاديق و وجودات خارجيّهء انسان ، اين است كه خارجيّت افراد انسان به اين است كه مشهود و محسوس است امّا خارجيّت اراده به اين است كه قلب و ذهن توجّه كند ، مقدّمات اراده ، موجود شود و آن شوق كامل كه مثلا از آن به اراده تعبير مىشود ، تحقّق پيدا كند . خلاصه : « الإرادة » داراى مفهوم كلى و مصاديقى هست كه اراده‌هاى مريدين ، مصاديق آن است . آيا الفاظ براى ذوات معانى وضع شده و عنوان « اراده » در موضوع له آنها شطرا يا شرطا دخالتى ندارد يا اينكه هر موضوع له و هر معنائى عنوان « اراده » همراهش مىباشد و فرضا اگر « اراده » در موضوع له اخذ شده باشد ، مقصود ، كدام اراده است ؟ آيا مفهوم اراده ، منظور است كه در نتيجه ، معناى كلمهء انسان چنين باشد « الحيوان النّاطق المراد » به ارادهء كلّيّه يا اينكه مقصود ، اراده‌هاى جزئى مستعملين است كه در موضوع له الفاظ دخالت دارد يعنى هنگامى كه لفظ انسان را خواسته‌اند وضع نمايند ، « حيوان ناطق » كلّى و ارادهء كلّى را در نظر گرفته‌اند امّا لفظ را براى « حيوان ناطق » با مصاديق اراده وضع كرده‌اند كه حيوان ناطق آن كلّى امّا اراده‌اش كلّى نيست به نحو وضع عام و موضوع له خاص است كه معناى كلّى « الإرادة » در نظر گرفته شده امّا لفظ را براى اراده‌هاى مستعملين كه در مقام استعمال تحقّق پيدا مىكند ، وضع كرده‌اند بنابراين معناى « انسان » ، « حيوان ناطق » نيست بلكه معنايش عبارت است از : حيوان ناطق مقيّد به اينكه متعلّق ارادهء مستعمل باشد . و همچنين در مورد « زيد » : معناى زيد فقط فلان شخص خارجى نيست بلكه