ب : جهت فلسفى : يعنى جهت واقعبينى و واقعشناسى كه در اين جهت توجّهى به مردم ، عقلاء ثواب و عقاب نيست - بلكه بايد ديد كه واقعيّت و خصوصيّت فعل ارادى چيست .
فعل اختيارى انسان ، يك واقعيّت از واقعيّات جهان هستى بوده و فلسفه هم براى كشف واقعيّات و پى بردن به حقائق جهان هستى مىباشد .
ارادهاى كه در افعال اختيارى تحقّق دارد مسلّما و بلا اشكال يك صفت نفسانى و واقعى است نه يك امر اعتبارى و تخيّلى و داراى امثال و اشباهى هم هست قبل از تحقيق دربارهء اراده ، پژوهشى دربارهء مشابهات آن مىكنيم سپس بحث خود را مرتبط با اراده خواهيم كرد .
يكى از امثال و اقران « اراده » صفت « حب » است كه خصوصيّتش اين است كه قائم به نفس انسان هست و درعينحال ، ارتباطى با متعلّق خودش يعنى شىء محبوب دارد چنانچه اصلا شىء محبوبى در عالم نمىبود صفت « حب » تحقّق پيدا نمىكرد البتّه محبوبها متفاوت است بعضى دنيوى - مانند رياست ، پول و مقام - و بعضى مانند بهشت ، اخروى است با توجّه به تجزيه و تحليل ، نسبت به صفت نفسانى حب ، متوجّه سه امر مىشويم :
1 - « محب » يعنى شخصى كه صفت حب ، قائم به نفس او هست . 2 - صفت نفسانى « حب » . 3 - محبوب كه حب و دوستى به آن ، تعلّق گرفته و غير از عناوين ثلاثه مذكور ، واقعيّت ديگرى نداريم .
سؤال : آيا صحيح است كسى سؤال كند كه « حبّ » شما هم محبوب شما هست يا نه ؟
جواب : اصلا موردى و وجهى براى پرسش مذكور نيست زيرا شىء چهارمى نداريم و معنا ندارد كه نفس « حب » هم محبوب انسان باشد .
يكى ديگر از امثال و اقران « اراده » صفت علم است كه يك « واقعيّت نفسانى و قائم به نفس انسان است در اين مورد هم با سه عنوان ، مواجه هستيم : 1 - علم 2 - عالم 3 -
إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 485
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٤٨٥