تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 486

مساهمون:

ص٤٨٦
معلوم و چنانچه هيچ معلومى در عالم نباشد ، علم تحقّق پيدا نمىكند زيرا علم از اوصاف ذات الإضافة هست تا شىء معلومى نباشد ، علم ، تحقّق پيدا نمىكند . سؤال : لم يكون هذا الشّخص عالما ؟ پاسخ سؤال ، اين است كه او داراى صفت نفسانى علم هست . لم يكون هذا الشىء معلوما ؟ چون علم به آن تعلّق گرفته است . سؤال ديگر : آيا مىتوان پرسش نمود كه نفس علم شما هم معلوم شما هست يا نه ؟ به عبارت ديگر ، علم ، صفت نفسانى قائم به ذات شما هست ، آيا علاوه بر اينكه عنوان علمى دارد ، معلوم شما هم هست يا نه . جواب : ايشان فرموده‌اند اصلا مجالى براى پرسش مذكور نيست و ما فقط با سه عنوان ، مواجه بوديم - علم ، معلوم و عالم - اكنون كه مختصر تحقيقى دربارهء دو صفت « علم و حب » نموديم ، بحث را در رابطه با « اراده » ادامه مىدهيم كه : تمام مطالبى را كه در مورد دو صفت نفسانى « علم و حب » بيان كرديم ، شما در مورد « اراده » هم جريان دهيد كه : ترديدى نيست كه اراده هم يك صفت نفسانى واقعى و از اوصاف ذات اضافه هست يعنى شما نمىتوانيد بگوئيد من اراده كرده‌ام امّا مرادى ندارم زيرا اراده ، بدون ارتباط به مراد ، تصوّر نمىشود . در مورد كسى كه تصميم گرفته فرضا به زيارت مرقد علىّ ابن موسى الرضا « عليه السّلام » برود - رزقنى اللّه و اياكم إن شاء الله كرارا - با سه عنوان مواجه هستيم 1 - شخص مريد 2 - اراده‌اى كه قائم به ذات و نفس مريد است 3 - مراد كه همان زيارت است . و از نظر واقعيّت و حقيقت مطلب ، عنوان چهارمى نداريم كه كسى بتواند سؤال كند . آيا همان‌طور كه زيارت حضرت ، مراد شما بوده ، نفس اراده شما هم كه يك صفت نفسانى است ، متعلّق ارادهء شما بوده است ؟ همان‌طور كه در باب علم و حب ، بيان كرديم ، وجهى براى سؤال مذكور ، نيست