تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 478

مساهمون:

ص٤٧٨
مشاهدهء آن حادثه مىتوانيد تشخيص دهيد كه ضارب ، يك فرد ظالمى است و شخص مضروب ، مظلوم واقع شده ؟ خير ! اگر نواختن سيلى به عنوان ايذاء و اهانت به آن فرد باشد ، عنوان ظالم و مظلوم تحقّق دارد امّا اگر آن ضربت به عنوان تأديب يا نهى از منكر باشد ديگر عنوان ظلم برآن عمل منطبق نيست بلكه عنوان تأديب ، تحقّق دارد . پس بايد خصوصيّات واقعه ، براى شما مشخّص شود تا عنوان علم و مطابقت با واقع برآن قضيّه ، منطبق شود و به مجرّد تحقّق عنوان « ضرب » نمىتوانيد بگوئيد من نسبت به آن قضيّه ، عالم هستم . اكنون مثال مذكور را در محلّ بحث ، جريان مىدهيم كه : قبل از بحث دربارهء ادلّهء جبريّه ، موضوعى را به صورت يك مطلب مسلّم و وجدانى بيان كرديم كه : بين حركتى كه يك انسان سالم و مختار ، نسبت به دست خود انجام مىدهد - تحريك اليد - و بين حركتى كه از يك انسان مبتلا به ارتعاش - نسبت به دست او - مشاهده مىشود وجدانا تفاوت هست و آن فرق ، قابل مناقشه نيست . اكنون ما از طريق علم و مطابقت با واقع عليه جبريّه ، استدلال مىكنيم كه : همان‌طور كه پروردگار متعال ، علم به حركت اختيارى يد انسان سالم دارد ، همان‌طور نسبت به حركت دست انسان مرتعش ، عالم است هم مىداند كه من دستم را حركت مىدهم و هم مطّلع است كه دست انسان مبتلا به ارتعاش ، حركت مىكند و آن دو علم براى خداوند متعال تحقّق دارد و هر دو هم مطابق با واقع هست - و معناى مطابقت با واقع را تجزيه و تحليل كرديم - ما وجدانا « واقع » را بررسى كرديم كه انسان مبتلا به ارتعاش به صورت اضطرار و اجبار ، دستش حركت مىكند امّا انسان مختار و سالم با اراده و اختيار دست خود را حركت مىدهد اينجا است كه ما نتيجه مىگيريم كه : اگر علم خداوند ، مطابق با واقع هست ، واقعيّت امر در آن دو ، متفاوت هست شما كه مىگوئيد علم ، سلب اراده و اختيار و ايجاد اضطرار مىكند و شما كه مىگوئيد حركت يد مرتعش با حركت ارادى ، در اثر « علم » يكى مىشود ما به شما - جبريّه -