به ارادهء ازليّهء حق تعالى منتهى مىشود يعنى منشأ اصلى ارادهء انسان ، همان ارادهء حق تعالى است بنابراين اگر منشأ اصلى ، ارادهء ازليّه باشد واضح است كه چنانچه ارادة اللّه متعلّق به ارادهء ما بشود امكان تخلّف ندارد و نتيجهاش اين مىشود كه ارادهء ما اضطرارى است و به اختيار خودمان نيست و قائل به جبر مىگويد شما هريك از دو شق مذكور را انتخاب كنيد براى ما نتيجهبخش و مفيد است . و شايد بهترين دليل جبريّه همين دليل سوّم باشد .
پاسخهائى نسبت به دليل يا شبههء سوّم داده شده كه بعضى از آنها اصلا قابل قبول نيست كه اينك به توضيح آن پاسخها خواهيم پرداخت و در پايان ، جواب قابل قبول را بيان مىكنيم .
جواب اوّل : به جبريّه پاسخ داده شده كه وقتى شما مىخواهيد عمل خارجى و آن حركتى كه از فاعل مختار صادر شده ، متّصف به اختياريّت كنيد مىگوئيد : لانّه مسبوق بالارادة زيرا فرق آن حركت با حركت يد مرتعش اين است كه حركت دست مرتعش ، مسبوق به اراده نيست امّا ديگرى با تأثير اراده بوجود آمده پس :
« الحركة الاختيارية ، اختيارية لانها مسبوقة بالارادة و الاختيار » . سپس كه به نفس « اراده » توجّه مىكنيم شما نمىتوانيد بگوئيد اختياريّت اراده و اراديّت اراده به چيست بلكه اختياريّت اراده به خودش هست و منشأ اين است كه فعل خارجى ، اتّصاف به اختياريّت داشته باشد امّا براى اينكه خودش متّصف به اختيار شود نيازى به علّت ندارد : پس اختياريّت عمل خارجى بهسبب مسبوقيّت به اراده هست امّا اختياريّت اراده ، مربوط و به ذات و نفس اراده هست كه براى آن مثالهاى عرفى و غير عرفى وجود دارد مانند :
الف : شما مىگوئيد « تحقّق الماهيّة انّما هو بالوجود » بنابراين ، ثبوت و تحقّق ماهيّت به وجود است امّا تحقّق نفس وجود به چيست ؟
وجود ذاتا محقّق است و اصالت براى خود وجود است و تحقّق وجود ، ارتباط به
إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 481
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٤٨١