تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 477

مساهمون:

ص٤٧٧
شرح
آيا مىتوان گفت كه چون خداوند متعال نسبت به آن حادثه ، عالم بوده پس ابن ملجم ، ديگر ، اختيارى در آن حادثه و جنايت نداشته ؟ هيچ فرقى بين آن دو علم نيست « 1 » و همان‌طور كه علم على « عليه السّلام » از ابن ملجم ، سلب اراده نكرده ، علم پروردگار جهان هم نسبت به آن حادثه اصلا سلب اراده و اختيار ننموده لذا تعلّق علم خداوند به اعمال بندگانش نمىتواند باعث سلب اراده و قدرت از آنها بشود . تذكّر : جبريّه از طريق مطابقت علم خداوند با واقع خواستند غير ارادى بودن اعمال عباد را اثبات كنند ، ما اكنون به وسيلهء همان دليل ، عليه خودشان استدلال و تمسّك مىكنيم كه : سؤال : شما - جبريّه - از چه طريقى و از كجا مىدانيد كه علم ، مطابقت با واقع دارد و آيا نبايد ابتداء ، خصوصيّات آن واقع براى شما مشخّص باشد ؟ فرضا الآن فردى نسبت به مطلبى اطّلاع و التفات پيدا مىكند شما از چه طريقى متوجّه مىشويد آن علم با واقع ، مطابقت دارد يا نه ، آيا راهى غير از بررسى خصوصيّات واقع داريد ؟ واضح است كه ابتداء بايد « واقع » را تجزيه و تحليل كنيد سپس ببينيد آن علم ، مطابق با واقع هست يا نه اگر مطابق با واقع بود ، داراى عنوان علم و الا عنوانش جهل هست . به عنوان مقدّمه به ذكر مثالى مىپردازيم كه : فرضا شما در هنگام خروج از منزل ، شخصى را مشاهده مىكنيد كه در حال نواختن سيلى بر چهرهء فردى است آيا در اين صورت با مشاهدهء آن وضع مىتوانيد واقعيّت قضيّه را متوجّه شويد و آيا به مجرّد
هامش
( 1 ) - مجددا تكرار مىكنيم كه علم خداوند عين ذاتش هست به‌خلاف علم حضرت على ، علم پروردگار ، اطلاق دارد امّا علم امير مؤمنان به آن معنا مطلق نيست ، علم خداوند اكتسابى نيست امّا منشأ علم على « عليه السّلام » خداوند متعال است و . . .