تمنّى ، ترجّى ، استفهام و امثال آنها - چيست ؟
جواب : پاسخ سؤال مذكور در باب جمل خبريّه ، واضح است كه :
واضع ، هيئت جملهء خبريّهء زيد قائم و امثال آن را براى علمى كه در نفس مخبر هست ، وضع ننموده بلكه :
اگر شما بخواهيد يك واقعيّتى را حكايت كنيد ، مثلا زيد در واقع و خارج ، متّصف به قيام است و شما تصميم داريد آن خبر را براى مخاطب خود ، بيان كنيد ، در اين صورت ، شما به وسيلهء جملهء « زيد قائم » آن مطلب را براى او بيان مىكنيد . پس هيئت جملهء خبريّهء زيد قائم براى دلالت از ثبوت نسبت - در واقع - بين زيد و قائم وضع شده است .
جمل خبريّه براى حكايت از واقع و دلالت بر ثبوت نسبتى بين موضوع و محمول ، وضع شده .
لازم به تذكّر است كه گاهى انسان از امور ذهنيّه ، حكايت مىكند ، مثل اينكه مىگويد « الانسان نوع » يا « الانسان كلّى » واضح است كه جمل خبريّه مذكور هم دلالت بر ثبوت نسبت مىكند . منتها ظرف ثبوت نسبت در خارج نيست بلكه ذهن شما ظرف ثبوت هست و آنهم خود ، واقعيّتى مىباشد .
خلاصه : مفاد جمل خبريّه ، حكايت از ثبوت نسبت بين موضوع و محمول - فى نفس الامر - مىباشد .
سؤال : پس چرا شما در بيانات اخير - نقد و بررسى كلام اشاعره - مسألهء « علم » را مطرح كرديد ؟
جواب : ما در صدد اين بوديم كه : شخصى كه مىگويد « زيد قائم » اگر به نفس خود مراجعه كند - صرف نظر از واقع و ذهن - در نفس خود ، جز حالت و صفت علم ، چيزى
إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 435
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٤٣٥