شرح
تحقّق ندارد كه بتوان آن را « كلام نفسى » نام نهاد و خلاصه ، اينكه ما كه مسئله صفت نفسانى را مطرح كرديم ، در صدد نبوده و نيستيم كه بگوئيم جمل خبريّه براى « علم » وضع شدهاند بلكه :
جمل خبريّه براى حكايت از ثبوت نسبت - در جمل موجبه - و عدم نسبت - در جملههاى سالبه - وضع شدهاند .
امّا مدلول جمل انشائيّه غير طلبيّه - صيغ انشائيّه - : ما شنيدهايم كه صيغ انشائيّه مانند ليت و لعلّ و امثال آن براى تمنّى و ترجّى نفسانى وضع شدهاند و شما - مصنّف - در بيانات گذشته ، اين مطلب را انكار كرديد لذا لازم است تعيين كنيد كه مدلول صيغ انشائيّه چيست ؟
صيغ انشائى مانند تمنى ، ترجّى ، استفهام و امثال آنها موجد و ايجادكنندهء وجودات انشائى هستند « 1 » همانطور كه در باب اوامر ، صيغهء افعل براى انشاء طلب - طلب انشائى - وضع شده ، صيغ مذكور - يعنى ليت ، لعلّ ، هل استفهاميه و . . . - هم براى تمنّى انشائى ، ترجّى انشائى و امثال آنها وضع شدهاند فرضا « ليت » براى اين وضع شده كه شما اراده كنيد ، مفهوم تمنّى ، لباس وجود بپوشد منتها وجود انشائى نه ذهنى ، و هيچگاه نبايد وجود انشائى را با وجود حقيقى يا ذهنى مقايسه كرد مثلا انسان به وسيلهء صيغهء افعل و اشباه آن ، قصد مىكند كه طلب ، وجود پيدا كند و در نتيجه ، وجود انشائى - طلب انشائى - محقّق مىشود و از نظر شارع و عقلاء داراى آثارى هست به عنوان مثال در باب اوامر ، وقتى طلب انشائى ، تحقّق پيدا كرد ، عقلاء مىگويند بايد با آن متابعت نمود و يا در باب معاملات - مانند بيع - وقتى انشائى با شرائط مربوطه صورت گفت ، مبيع ، ملك
هامش
( 1 ) - مكررا بيان كردهايم كه « وجود » داراى اقسامى هست از جمله ، وجود انشائى ، ذهنى ، حقيقى و خارجى و . . . كه هركدام را در همين بحث توضيح دادهايم .