فرق ديگر « طلب و اراده » با « انسان » اين است كه انسان ، داراى وجود انشائى نيست امّا « طلب و اراده » داراى وجود انشائى هستند - يعنى انشاء طلب به صيغهء افعل و امثال آن -
طلب و اراده داراى وجود ذهنى يكسانى هستند مثلا هنگامى كه از شما سؤال مىكنند طلب و اراده چه معنائى دارد شما بعد از توجّه و التفات ذهنى به آن دو لفظ ، معناى آنها را بيان مىكنيد پس توجّه ذهنى ، معناى وجود ذهنى مىباشد .
خلاصه اينكه همانطور كه وجود ذهنى « انسان و بشر » متّحد است ، وجود ذهنى طلب و اراده هم يكسان است .
نتيجه : امتيازى كه « طلب و اراده » نسبت به انسان دارد ، اين است كه مفهوم انسان داراى وجود انشائى نيست امّا طلب و اراده ، قابليّت انشاء دارند .
جمعبندى : « طلب و اراده » از نظر مفهوم و وجودات « انشائى ، حقيقى و ذهنى » متّحد هستند منتها گاهى لفظ طلب و زمانى كلمهء اراده را استعمال مىكنند .
امّا از نظر مقام انصراف ، بين آنها اختلاف هست يعنى به مجرّد شنيدن لفظ طلب ، طلب انشائى در ذهن متصوّر مىشود امّا با استماع كلمهء اراده ، ارادهء حقيقى به ذهن خطور مىكند و هيچ مانعى ندارد كه دو لفظ ، يك حقيقت را معرّفى كنند امّا از نظر مقام انصراف متفاوت باشند و همين اختلاف در انصراف ، موجب شده كه اشاعره بگويند طلب و اراده با يكديگر تغاير دارند .
تذكّر : الف : ما كه طلب و اراده را متّحد مىدانيم ، نمىگوئيم از نظر مقام انصراف هم به يك مطلب انصراف دارند .
ب : ما قائل به اتّحاد طلب انشائى با ارادهء حقيقى نيستيم بلكه مىگوئيم طلب انشائى با طلب حقيقى دو مطلب و دو امر هستند و هيچكس نمىتواند تفوّه كند كه طلب
إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 425
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٤٢٥