تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 418

مساهمون:

ص٤١٨
شرح
سؤال : آيا معناى امر ، طلب حقيقى است يا طلب انشائى ؟ جواب : مصنّف فرموده‌اند : ظاهر ، اين است كه آن طلبى كه به‌حسب لغت ، معناى امر است ، همان طلب انشائى مىباشد نه طلب حقيقى . ايشان دليلى بر كلام خود بيان نكرده‌اند امّا دليلش عبارت است از : تبادر : هنگامى كه مولا امرى صادر كرده و طلبى انشاء نموده شما به مجرّد شنيدن آن مىگوئيد « امر المولى عبده بكذا » و اين مطلب تابع آن نيست كه آيا مطلبى را كه او امر كرده ، مطلوب واقعى مولا هم بوده يا اينكه غرضش از امر ، چيز ديگرى بوده است و شما كارى و توجّهى به طلب واقعى او نداشته و راهى براى استكشاف آن صفت قائم به نفس مولا - طلب حقيقى - نداريد پس : تبادر ، دليل برآن است كه « امر » به معناى طلب حقيقى نيست بلكه مفهوم امر ، طلب انشائى هست و به مجرّدى كه انشاء ، تحقّق پيدا كرد ، عنوان امر هم محقّق مىشود . تذكّر : مصنّف « ره » براى هريك از طلب انشائى و حقيقى خصوصيّتى و يا به عبارت ديگر ، فارقى ذكر كرده‌اند كه اينك با بيان مقدّمه‌اى به توضيح آن مىپردازيم : الف : جملهء « زيد قائم » قضيّه‌اى است كه داراى حمل شايع صناعى « 1 » است و ملاك حمل شايع صناعى اين است كه بايد موضوع ، يكى از افراد حقيقيّهء محمول باشد در مثال مذكور « انسان » كلّى طبيعى و « زيد » هم مصداق واقعى و خارجى آن مىباشد پس حملش ، حمل شايع صناعى هست . در محل بحث اگر شما طلب واقعى و حقيقى - كه قيام به نفس انسان دارد - را موضوع و مفهوم طلب را محمول قرار دهيد قضيّهء حمليّه‌اى تشكيل مىشود كه داراى حمل
هامش
( 1 ) - الذى ملاكه ما ثبت فى محله الاتحاد الوجودى و التغاير المفهومى . . . ر . ك منتهى الدراية 1 / 379 .