تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 399

مساهمون:

ص٣٩٩
و أمّا بحسب الاصطلاح ، فقد نقل الاتّفاق على أنّه حقيقة في القول المخصوص و مجاز في غيره ، و لا يخفى أنّه عليه لا يمكن منه الاشتقاق ، فإنّ معناه - حينئذ - لا يكون معنى حدثيا ، مع أنّ الاشتقاقات منه - ظاهرا - تكون بذلك المعنى المصطلح عليه بينهم ، لا بالمعنى الآخر ، فتدبّر [ 1 ] .
شرح
شأن ، مصداق حادثه ، مصداق غرض و امثال آن هست و اينكه بعضى گفته‌اند لفظ امر به صورت مشترك لفظى در آن معانى استعمال شده ، صحيح نيست بلكه آنها مصداق را با مفهوم اشتباه و خلط كرده و خيال نموده‌اند لفظ امر در آن مفاهيم استعمال شده درحالىكه لفظ امر در معانى مذكور استعمال نشده بلكه در مصاديق آنها به كار رفته‌اند . نتيجه : لفظ امر ، داراى دو معنا - طلب و شىء - مىباشد و ظاهر ، اين است كه به نحو مشترك لفظى در آن دو ، استعمال شده . صاحب فصول « ره » براى مادّهء امر - الف ، ميم و راء - دو معنا ذكر كرده‌اند : الف : طلب ب : شأن . مصنّف « ره » فرموده‌اند از بيان ما واضح شد كه كلام صاحب فصول هم صحيح نيست و كلمهء امر در معناى « شأن » استعمال نشده بلكه امر در مفهوم شىء استعمال شده منتها شىء كه مصداق شأن هم هست - اشتباه مصداق به مفهوم ، رخ داده - و صاحب فصول خيال كرده‌اند كه لفظ امر در معناى شأن هم استعمال مىشود درحالىكه شغلنى امر - شأن - كذا و امثال آن‌هم مانند جاء زيد لامر كذا هست كه امر در مفهوم غرض استعمال نشده بلكه در مصداق غرض به كار رفته . جمع‌بندى : به نظر مصنّف از نظر لغت و عرف ، مادّهء امر - الف ، ميم و راء - داراى دو معنا هست : 1 - طلب 2 - شىء .

معناى اصطلاحى لفظ امر - الف ، ميم و راء -

[ 1 ] - نقل اتّفاق شده كه « امر » در قول مخصوص - صيغهء افعل - حقيقت است يعنى