و هكذا الحال في قوله تعالى
فَلَمَّا جاءَ أَمْرُنا *
يكون مصداقا للتّعجب ، لا مستعملا في مفهومه ، و كذا في الحادثة و الشأن .
و بذلك ظهر ما في دعوى الفصول ، من كون لفظ الأمر حقيقة في المعنيين الأوّلين ، و لا يبعد دعوى كونه حقيقة في الطّلب في الجملة و الشّيء ، هذا بحسب العرف و اللغة [ 1 ] .
شرح
لزيارتك » كه نمىتوان به جاى كلمهء زيارت ، لفظ « غرض » را استعمال نمود زيرا غرض ، مفهومى است كه زيارت ، مصداق آن هست و نمىتوان به جاى كلمهء « زيارت » لفظ غرض را استعمال كرد امّا مىتوان به جاى لفظ امر كلمهء غرض را به كار برد و گفت جاء زيد لغرض كذا با توضيحات مذكور مىتوان نتيجه گرفت كه « غرض » مفاد كلمهء امر است و مسألهء مصداق ، مطرح نيست .
[ 1 ] - ب : از جمله معانى و موارد استعمال « امر » را « فعل » و « فعل عجيب » ذكر كردهاند مانند « فلما جاء امرنا » در مورد مذكور هم « امر » در مفهوم فعل عجيب استعمال نشده بلكه در معناى « شىء » استعمال شده منتها نه مطلق شىء بلكه شىء كه مصداق تعجّب است و صدق عنوان تعجّب برآن ، غير از اين است كه در مفهوم تعجّب و فعل عجيب استعمال شده باشد .
ج د : مواردى را هم كه گفتيد « امر » در معناى « حادثه » و « شأن » استعمال شده از اين قبيل است يعنى امر در معناى « شىء » به كار رفته منتها شىء خاصّى كه علاوه بر اين كه مصداق شىء هست ، داراى عنوان حادثه يا شأن هم مىباشد .
تذكّر : ظاهرا فرمايش مصنّف « ره » تمام نيست زيرا :
در استعمال « امر » در مفهوم غرض - در جملهء جاء زيد لامر كذا - ايشان فرمودند :
لفظ « امر » در مفهوم شىء استعمال شده ، نه غرض و « لام » دلالت بر غرض مىكند ، ما بيان مذكور را مىپذيريم امّا در معانى ديگر « امر » از جمله « حادثه » - مانند امر كربلا