داديد « لا به شرطى » مشكلى را حل نمىكند .
مرحوم آقاى آخوند : صاحب فصول « ره » به كلام اهل معقول توجّه ننمودهاند ، آنها گفتهاند بين عالم و علم ، مفهوم واحدى نيست بلكه دو مفهوم و دو معناى واقعى مطرح است كه يك معنا قابل حمل است و معناى ديگر يعنى مبدأ قابليّت حمل بر ذات را ندارد آنها نگفتهاند علم و عالم ، يك معنا دارند همانطور كه بيان كرديم به شرط لائى و لا به شرطى يك امر واقعى هست كه مربوط به اعتبار من و شما نيست و مقصود اهل معقول همان است كه توضيح داديم و . . .
مصنّف ، مؤيّدى به نفع خود اقامه نمودهاند :
شاهد : اهل معقول ، چنين تعبيرى - لا به شرطى و به شرط لائى - در مورد ديگرى هم دارند كه : انسان ، داراى اجزاى ماهوى است به نام جنس و فصل كه از آنها به اجزاء الماهيّت تعبير مىكنند در قضيّهء « الانسان حيوان ناطق » حيوان ، جنس و ناطق ، فصل آن است . و همچنين انسان ، داراى اجزاى خارجى به نام مادّه و صورت هست .
سؤال : چه تفاوتى بين ( جنس و فصل ) و بين ( مادّه و صورت ) وجود دارد ؟
جواب : گفتهاند جنس و فصل هر دو لا به شرط هستند امّا مادّه و صورت هر دو به شرط لا مىباشند و مقصود اهل معقول از آن دو ، همان لا به شرط و بشرطلاى از حمل است - آنهم مربوط به واقعيّت است - شما مىتوانيد اجزاى ماهيّت را بر انسان ، حمل نموده و بگوييد « الانسان حيوان يا الانسان ناطق » و قضايا متصوّره صحيح است زيرا جنس و فصل نسبت به حمل ، لا به شرط هستند و هيچگونه اباء و امتناعى از حمل بر ماهيّت ندارند بهخلاف اجزاى خارجيّه .
در اجزاى خارجيّه به نام مادّه و صورت نمىتوان قضيّه حمليّه تشكيل داد و مثلا - و براى تقريب به ذهن - گفت « الانسان بدن » يا « الانسان روح » دو قضيّهء مزبور ، باطل و
إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 367
مساهمون: الشيخ فاضل اللنكراني
ص٣٦٧