شرح
همانطور كه تالى فاسد انتخاب شقّ دوّم ، انقلاب قضيّهء ممكنه به ضروريّه بود ، تالى فاسد شقّ اوّل - اخذ مفهوم شىء در معناى مشتق - هم انقلاب ممكنه به ضروريّه است .
بهعبارت ديگر : چه مفهوم شىء را در معناى مشتق ، اخذ كنيم و چه مصداق شىء را درهرصورت ، تالى فاسدش انقلاب قضيّهء ممكنه به ضروريّه است و علّتش همان است كه در « فيه نظر » بيان كرديم و اجمالا اينكه :
محمول مقيّد يا واقعا تقيّد به قيد دارد يا ندارد اگر محمول مقيّد ، تقيّد به قيد دارد ، جانب ايجاب قضيّه ضرورت دارد و اگر تقيّد به قيد ندارد ، جانب سلب قضيّه ، ضرورت دارد خواه محمول قضيّه ، مفهوم شىء و ذات باشد يا اينكه محمول ، مصداق شىء و ذات باشد .
منتها فرقى كه در صورت ، مسئله وجود داشت اين بود كه : در شقّ اوّل ، مفهوم شىء در معناى مشتق ، اخذ مىشد و در شقّ دوّم ، مصداق شىء و ذات در معناى مشتق اخذ مىگرديد .
مطلب و علتى را كه صاحب فصول در « فيه نظر » بيان كردند ، علاوه بر شقّ دوّم ، شامل شقّ اوّل هم مىشود و در هر دو صورت ، انقلاب ، تحقّق دارد .
مصنّف « ره » : بايد بررسى كنيم كه آيا كلام صاحب فصول « ره » صحيح است يا نه .
در شقّ اوّل « 1 » و در قضيّهء « الانسان ناطق » مفهوم و عنوان شىء بر « انسان » حمل مىشد به اين صورت « الانسان شىء له النّطق » .
سؤال : صاحب فصول كه فرمودهاند در شق اوّل هم قضيّهء ما ضرورت پيدا مىكند ،
هامش
( 1 ) - اخذ مفهوم شىء و ذات در معناى مشتق .