تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إيضاح الكفاية (فارسى) — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨
شرح
ذهنشان بوده كه خبر آن مبتداء ، فلان شىء است و عبارت صاحب فصول « عليه الرّحمة » را به طرز خاصّى معنا كرده‌اند لكن مطلبى كه از كلام صاحب فصول ، حذف شده ، اين بوده كه در عبارت فصول ، كلمه‌اى مكرّر ، ذكر شده و نويسنده و ناسخ كتاب ، توهّم كرده كه آن كلمهء مكرّر ، زائد است لذا آن را حذف كرده در حالى كه آن لفظ ، مكرّر نبوده و اساس بحث برآن استوار است . برداشت مصنّف از كلام صاحب فصول : صاحب فصول فرمودند قضايائى از قبيل « الانسان ضاحك و الانسان كاتب » به قضيّهء ضروريّه ، منقلب نمىشوند زيرا در قضيّهء « الانسان انسان له الكتابة « 1 » » قيد محمول مقيّد ، غير ضرورى است و مجموع محمول مقيّد ، غير ضرورى مىشود سپس فرموده‌اند « فيه نظر » . وجه نظر را بايد توضيح داد كه : سه حالت براى موضوع قضيّه - يعنى الانسان - متصوّر است . الف : انسان مقيّد به وصف كتابت ، موضوع است مثل اينكه بگوئيم « الانسان الكاتب انسان له الكتابة » كه قيد « الكاتب » در موضوع قضيّه ، ذكر شده ، واضح است كه از نظر علم منطق ، مادّه و جهت قضيّهء مذكور ، ضرورت است زيرا « الانسان الكاتب » نمىشود « انسان له الكتابة » نباشد و « الانسان العالم » نمىشود « انسان له العلم » نباشد پس اگر شما موضوع قضيّه را مقيّد به وصف كتابت نموديد ، قضيّه مذكور ، ضروريّه مىشود - ايجابش ضرورت دارد - ب : موضوع قضيّه ، انسان مقيد به غير كتابت است : اگر عدم كتابت را قيد در موضوع قرار دهيد و بگوئيد « الانسان الغير الكاتب » ، و محمولش « انسان له الكتابة » باشد ، در اين صورت بايد قضيّهء شما سالبه باشد - سالبهء ضروريّه - مانند « الانسان الغير
هامش
( 1 ) - كه مصداق شىء و ذات در معناى مشتق اخذ شده باشد .